دوست شوهرم ی پسر مجرده که با ی زن شوهردار ک بچه هم داره دوسته!!!هربار اینارو میبینم عقم میگیره حاظر نیستم سرمم تکون بدم براشون ازشون فراریم اون روز دیدمشون سلام کرد پسره سرمو تکون دادم فقط شوهرم برگشتهدمیگه سلام کرد منم با عصبانیت گقتم من با سر سلام میکنم!بعدش ک رفتیم بهم گفت بیشعوری !بنظرتون من بیشعورم؟؟؟طرف شوهرو بچشو میپیچونه بیاد باااین پسره بعد پسره هم خرجش میکنه با علم ب اینکه طرف شوهر داره و شب خونش نگهش میداره اخه لجن و بی ذات تراز این؟؟؟چجوری اینارو دور کنم از شوهرم اخه
خدایا «حیات» ما رو چنان قرار بده ک در « ممات»ما «مردم» اندوهگین و«هرزهگان»شادمان شوند. وهذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان! من هموطنانی در ترکیه ،سوریه،یمن،امریکا،فلسطین،عراق ،فرانسه ،لبنان و... دارم و بیگانگانی در شهرهای ایرانم 💔همین قدر تلخ💔.
💔 تو اعتماد آخرم واسه عشق یه آدم بودی زدم قید همه چیزو از اون لحظه که با من بودی یه دنیا رو حریف بودم اگه فقط کنارم بودی تو جنگی رو شروع کردی که از قبل به تو باخته بودم تموم رویامو آجر به آجر با تو ساخته بودم خیال کردم که با قلبم درست تورو شناخته بودم💔😅
بگو من با هر کسی با هر شخصیتی مثل خودش رفتار میکنم . این آدما رو در حدی نمیبینم که زبونم براشون بچرخه. اونم که به عنوان یه موجود سرمو تکون دادم به حرمت دوستی با تو بود
من یکی از میلیون ها زن مبتلا به pcos(سندروم تخمدان پلی کیستیک یا تنبلی تخمدان)هستم،هر روز و هر ساعت و هر لحظه در حال مبارزه با علایم این سندرومم،روزها در موردش مطالعه کردم بارها و بارها به خاطرش گریه کردم،هر ماه از ناامیدی رو به روم فقط تاریکی دیدم...ولی من دارم ادامه میدم با یک همراه ناخواسته، یک یار اجباری یک رقیب سر سخت به نام pcos