2777
2789
عنوان

شوهرم میگ

194 بازدید | 11 پست

 منو شوهرم دوست بودیم و الان ازدواج کردیم عقدیم  دیشب داشتیم صحبت میکردیم 

میگف کاش ازدواج میکردی  حقت این زندگی نیس  حاضر بودم از دستت بدم داغون بشم خودم ولی لااقل تو خوشبخت بشی چرا موندی ...

 درسته ب قیمت نابود شدن خودم تموم میشد ولی تو خوشبخت میشدی با کس دیگ ای   می‌تونستی ی زندگی راحت داشته باشی هرچی ک بخای ...

گفتم چرا اینجوری میگی گف  چون فک میکنم نمیتونم اون زندگی ک انتظارشو داشتی بسازم برات   اونجوری ک میخاستی و میخام خوشبختت کنم خیلی ناراحت شدم براش خیلی فشار روشه قلبم شکست واقعا😢 گفتم مگ من چی میخام  وقتی تورو دارم خوشختی یعنی همین ک الان پیش همیم و....

خوب گفتم بنظرتون؟

 

  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

خوب گفتیاما با این شرایط اقتصادی بهش حق بدهخیلی زندگی سخت شده برای زوجا

 اره بهش حق میدم 

بخصوص مایی ک هیچی از خودمون نداریم و شرایطمون خیلی یدهههه

  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

دلم میخواد منظورشو بهت بگم ولی چون میدونم قلبت میشکنه بیخیال

 بگو 

بعد منم با شناختی ک نسبت ب شوهرم دارم قضاوت میکنم

  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

ادم وقتی یکی رو دوست داشته باشه تحت هیچ شرایطی اجازه نمیده به خودش این حرف و بزنه مگه ادم یکی رو بخو ...

 میدونی چیه تو شرایط ما نیستی 

مبینیه دوستام چطور رفتار میکنن چیا دارن   و من هیچی نمیگم در حد توان شوهرم خرج میکنم 

 و اونم ناراحته  بخاطره همینه  و نخاسته منو  با کسی شریک بشه داشت میگف ک حاضر بودم نابود بشم ولی ببینم تو حالت خوبه هرچی ک میخای داری و.....

  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

میدونی چیه تو شرایط ما نیستی مبینیه دوستام چطور رفتار میکنن چیا دارن و من هیچی ن ...

نیاز داره ازت بشنوه که. دوسش داری و راضی هستی

صبر کن باران بگیرد میروم یا که پایم جان بگیرد میروم صبر کن، من بغض دارم اندکی گریه ام پایان بگیرد میروم .️

بارها گفتم بهش اینو ولی اون خیلی سخت میگیره ب خودش

تکرار تکرار تکرار هرروز چندبار مثلا نگو که دیروز بهش گفتم دیروز برا دیروز بود تموم شد ،امروزش انرژی و سوخت تازه میخواد

صبر کن باران بگیرد میروم یا که پایم جان بگیرد میروم صبر کن، من بغض دارم اندکی گریه ام پایان بگیرد میروم .️

تکرار تکرار تکرار هرروز چندبار مثلا نگو که دیروز بهش گفتم دیروز برا دیروز بود تموم شد ،امروزش انرژی ...

هر روز هر ساعت بهش میگم پیام زنگ میبنیمش ب هر زبونی ک شده میگم بهش ولی میگ خودم ک میدونم کم گذاشتم خیلیم کم گذاشتم

  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز