یه شبی بود شبیه امشب، یه شبی که هر ماه تکرار شد، هر هفته تکرار شد، هر شب تکرار شد. چشمام رو بستم و گفتم ولی من واقعن حالم خوش نیست یعنی؟ یا اداست؟ حتما اداست. یه شبی بود، مثل امشب، گفتم خب چی میشه اگه بخوابم و فردا بیدار نشم؟ «همچین بدم نمیشهها.» ولی فقط یه چیز بود که نمیتونستم خودم رو قانع کنم دلم این رو میخواد. یه شبی بود مثل امشب، ماه کف آسمون بود، نگاه کردم به ماه و با خودم گفتم یعنی «من اینقدر بد آوردم؟» و دلم خواست برم گوشهی یه غار و دیگه هیچوقت درنیام..
پ.ن: نمیدونم بگم برام انرژی بفرست یا دعام کن ، ولی به یادم باش لطفاً 🤍