من کنکوری بودم
خلاصه دوران کنکورم اشتباهاتی کردم
انتخاب های اشتباهی در اون دوران در زندگیم کردم
که باعث شد هنوز که هنوز به خاطره اون اشتباهاتم بعضی وقت ها تاوان پس بدم
یکم کاملترشو در تاپیکی به عنوان قسمتی از زندگیم یا برای پشت کنکوری ها و کنکوری ها
نوشتم دوست داشتین برین بخونین
خلاصه بعد از دوران کنکورم خب من انقدر رتبم بد بود که اصلا انتخاب رشته هم نکردم
خب واقعیت تلاشی برای کنکورم نکردم حالا به دلایلی
الان نزدیک یکماهه دیگه ۲۲ سالم میشه
یکسری از بچه های هم سن و سال من یک جوری دارن پول در میارن
و من نه
حسودی نمیکنم ها چون اونا دارن مسیره زندگیه خودشون رو میرن منم مسیره زندگیه خودم رو
از این ناراحتم که کسایی که دوسشون دارم و برام اهمیت دارن با رفتاراشون و حرفاشون قلبمو میشکونن
رفیق صمیمیم پرستاری قبول شده
بعد خب با هم در ارتباطیم
بهش میگم بیا خونمون
بیا پیشم
میگه نمیام
میگم چرا؟ میگه آره من خب به موفقیت رسیدم ولی تو نه بیام خونتون بزرگترهات تورو با من مقایسه میکنن و تو اذیت میشی
حرفاشو دقیق یادم نیست ولی مفهوم حرفاش تقریبا همین بود
یا کسایی که دوسشون دارم بر میگردن بهم میگن بی عرضه
جلوی یکسری ها تحقیرم میکنن
خورد میکنن شخصیتمو و اگه واکنش نشون بدم ناراحت میشن میگن تو درک نداری
عقل نداری
مگه من رباتم ؟ احساس دارم
قلبمو با حرفاشون به درد میارن و اشکمو در میارن
واقعا برام سخته
واقعا قلبمو به درد میاره یکسری حرفا و کارای بقیه
ای کاش هیچ کس در این دنیا هیچ دردی و تجربه نمیکرد
همه خوشحال و شاد بودن
بدون هیچ درد و مشکلی
مرسی که تا اینجا پیام منو خوندین