آره خلاصه داشتم میگفتم
چند شب پیش من خواب بچمو دیدم دم دروازه های بهشت وایساده بود میگفت مامان مامان بعد یهو سوخت پودر شد یعنی جیگرم آتیش گرفت😭😭😭😭
رفتم با همسرم حرف زدم یه حرفایی بهم زد که دیگه تا عمر دارم این مرد رو نمیبخشم
بهم گفت تقصیر تو بود که مادرم افتاد تو حوض حقت بوده که اینجوری شه تو لیاقت نداری
بخدا هنوز که هنوزه دارم گریه میکنم فقط بگید چیکار کنم که حقمو از این مرد پس بگیرم