بیا یه چیزی تعریف کنم باهات یکیو میشناسم چند وقتی بود مرده به زنش مشکوک بود و یه سری چت و پیام فرستاده بودن واسش که زنش در حال خیانته آقا این شوهره در حد مرگ زده بود زنشو یعنی من دیدمش اصلا نشناختم داداشای زنم مرده رو زده بودن حالا به هوا آبرو اینا شکایتم نمیکردن زندگیشون جهنم بودش بچه ها افسرده زنه هی قسم که من اصلا نمیدونم چی به چیه من نکردم اینکارو مرده عین مرده ها شده بود تا یه مدت بعد فهمید که یکی که از قبل بد بوده باهاشون این تهمتو زده که بریزه بهم زندگیشو حالا زنه برنمیگرده میگه شک کردی نمیبخشمت زندگی به اون خوبی نابود داره میشه