سلام مادر شوهرم اینا امروز رفتن مسافرت ما عقد هستیم ولی شبها تو خونه خودمون هستیم یه ماه دیگه عروسیم هست من خیلی دلم میخواست سیزده بریم بیرون یه خواهر شوهر دارم دیگه بخدا امانم رو بریده به شوهرم گفتن اگه میخای بیای تنها بیا اونم گفت نه ما خودمون دوتایی میدیم قرار بود کباب کنیم دوتایی چون با خانواده منم نمیریم خواهر شوهرم قبل از دوماه هی به من میگفت ما سیزده میریم مسافرت هرکس ماشین نداشته باشه حق نداره با ما بیاد به شوهرم هم گفته بود اگه با ما نری من نمی رم الان مونده خونه شوهرم هم باید پیشش بمونه چون خانم تنهاست میگه بیا شب و سیزده رو بمون خونه ما بخدا آخه انصافه ما خودمون نریم بیرون
خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها.... قدر لحظات رو بدانیم
البته خواهر شوهرم مجرد هست خانم چهل سال داره ولی هر خواستگاری میاد میگه من هنوز قصد ازدواج ندارم منتظر دکتر مهندس خوش تیپ هست شوهر منم کوچکترین هست اون بزرگترین نمیدونم چرا دیگه بریدم حتی نمیذاشت تالار بگیریم
خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها.... قدر لحظات رو بدانیم
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
باخانوادت برین بیرون خوش بگذرونین عکس پروفایل بذار و دل شوهرتو اب کن.محلشم نده .هم بمونه وردل خواهرش تاحالش جا.همین.
لینکشو پیدا کردم . هورا.ورزش اب کردن شکم :https://www.instagram.com/p/BtT02aBgFgz/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=149hni6pn37m4 شروع ورزش من ، برای آب کردن شکم ... یازدهم دی نود و هفت😊بود .... ولی بخاطر بعضی مشکلات ... متوقف شده😣😣😣چند روز درمیون ورزش میکنم . امیدوارم بتونم👌...رژیم غذایی ندارم . فقط ورزش . اندازه دورشکم در اغاز کار ۸۸ . باید به شصت و هشت برسونم👌من میتونم 😊
خدا به دادت برسه خواهرشوهر مجرد سن بالا توو خونه...
بیشتر از این نزار دخالت کنه....
با احترام جلوش وایسا و کمکم رو شوهرت کار کن چهار بار که جلوش وایساد دیگه از اینکاراش نمیکنه
دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد... وزن بعد زایمان 115...هدف اول... 110❌هدف دوم.. 105❌هدف سوم.. 100❌