2777
2789
عنوان

درد دل دونی

167 بازدید | 24 پست

میگم زندگی ام واسه شما بی نمک شده؟

همش شده کلاس گذاشتنای بیخودی

پز دادنای بچگانه

چقدر آدما مسخره شدن

من ۲۷ سالمه؛نویسنده و کارمندم ؛اهل ریسک، عاشق سفر علاقه‌مند به مطالعه و شیفته‌ی دنیای کتاب‌ها هستم.⁦❤️⁩

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

تو فامیل ما مد شده وسواسی بودن رو تمیزی خونه

وحشتناکن

حوصله شونو ندارم بیان خونمون

من ۲۷ سالمه؛نویسنده و کارمندم ؛اهل ریسک، عاشق سفر علاقه‌مند به مطالعه و شیفته‌ی دنیای کتاب‌ها هستم.⁦❤️⁩

پس همه مسخره شدیم 🙄 چون یکی کلاس میذاره ما هم باید کلاس بذاریم دیگه

آره

خیلی سطحی نگر و اهل نمایش شدیم

من ۲۷ سالمه؛نویسنده و کارمندم ؛اهل ریسک، عاشق سفر علاقه‌مند به مطالعه و شیفته‌ی دنیای کتاب‌ها هستم.⁦❤️⁩

همه چی دست به دست هم داده که ما این شکلی شدیم 

دلم میخواد پاشم برم ی شهر دیگه که هر جور دلم میخواد زندگی کنم

من ۲۷ سالمه؛نویسنده و کارمندم ؛اهل ریسک، عاشق سفر علاقه‌مند به مطالعه و شیفته‌ی دنیای کتاب‌ها هستم.⁦❤️⁩

من دیگه از همه بدم میاد....همه چی شده چشم و هم چشمی..اصلا اوضاعیه...

خدایش تو دید و بازدیدا چقدر خودمونیم؟

جرئت نداریم پیش ی فامیل دردل کنیم

دیگه از فردا به چشم ی بدبخت بیچاره نگامون میکنن

من ۲۷ سالمه؛نویسنده و کارمندم ؛اهل ریسک، عاشق سفر علاقه‌مند به مطالعه و شیفته‌ی دنیای کتاب‌ها هستم.⁦❤️⁩

از وقتی بچه دار شدیم زندگیموت هرروز جهنمه.دعوا دهوا دعوا دعوا..طفلی بچم امشب همینجوری شوهرمو نگ اه میکرد..بعد چقد خودمو ارایش کرده بودم ی لباس خوشگل پوشیدم..شوهرم اومد با بدی تمام گف شاید الان یکی بیاد..(یهنی این چیه پوشیدی)کفرم درومد..همشو دراوردم.اینقد وقت گذاشته بودم:(موهامم باز کردم..بعد من الان سه روزه یک ثانیه ننشستم یک ثانیه..ی کرم رو مبل بود اخر سر اورده با ی لحن بدی..12ماهه این اینجاس نمیبینی ک برش داری:/خدا شاهده الان از خستگی خوابم نمیبره..نمیدونم این حرفا از کجاش درمیاد.میشینم باهاش حرف میزنم میگم نمیبینی ننشستم هنوز؟کارامو از صب ک بیدار شدم براش مرور میکنم ک ببینه چقد جون کندم..عین خیالش نیس..باهمم رابطه نداریم.نمیدونم چشه.خسته شدم از زندگی به معنای واقعی..دیگه حوصله حرفای یخ و بی موقعشو ندارم

شهر دیگه هم همین شکلین آدماش از چاله در میای می افتی تو چاه بشین سر جات 😉

حداقل کسی نمیشناست راحتی

من ۲۷ سالمه؛نویسنده و کارمندم ؛اهل ریسک، عاشق سفر علاقه‌مند به مطالعه و شیفته‌ی دنیای کتاب‌ها هستم.⁦❤️⁩

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792