خواب میدیدم دیشب دوتا اسب دست یه اقایی بودن و داشت میبردشون چهرش مشخص نبود ولی عبای قهوه داشت اسبا یکیشون سفید ویکیشون قهوه ای بود اسب امام حسین بودن تامنو پشت سرشون حس کردن اومدن سمتم اسب سفیده اومد جلو و بهم چسبید وخودشو بهم چسبود وزبونشو میزد بهم و اومد باپاهاش روپشت کمرم وکمرمو مثلا ماساژ میداد کسی تعبیرشو میدونه