شوهرم مرد خوبیه،باهام خوبه،منو دوست داره و عاشق دخترمه ولی شوهرم با خانوادم اختلاف داره
اصل مطلب اینه که بابام زمینایی داره که در حد میلیارد(میگن)می ارزه ولی اونا رو گذاشته واسه داداشام و برا ما دخترا در حد ۳۰میلیون زمین گذاشته،در واقع اینم ارثی هس که بهمون تعلق میگیره و نه چیزیه که بابام بخواد جدا بده
حالا شوهر من میگه چرا بابات بهت ارزش نمیده،چرا به تو و خواهرات اهمیت نمیده و این حرفا
چن روز پیش یه اختلاف جزئی بینمون پیش اومد بعد شب اومد به داد و فریاد و گوشی و وسیله شکوندن منم از ترسش دخترمو برداشتم و رفتم خونه خواهرم ولی چون خانوادم برا عروسی داداشم اومده بودن خونه خواهرم و چون نمیخواستم بفهمن با حرف شوهرم که گفت برگرد برگشتم دوباره خیلی حرفا زدیم
من فکر میکردم به خاطر اختلاف چن روزمونه تو نگو شوهرم از چیز دیگه ای ناراحته و بهانه چیزای دیگه رو میکنه
بابام بهش گفته بود شما دامادام برید برا خودتون زمین بگیرید،این زمینا برا بچه هامه!!منظورش پسراشه
حالا شوهرم میگه دیگه با خانوادت ارتباط نمیگیرم،دیگه نمیرم خونشون بهمم میگه نه خودم میرم عروسی داداشت نه تو رو میذارم بری
الانم که همه جمعن برا انجام دادن کارای عروسی نمیذاره برم پیششون،از بس از دیشب گریه کردم چشمام ورم کرده
میگه تو دو بار به بابات بگو چرا زمینا رو میدی به پسرا،پس ما دخترا چی؟ میگه اگه گفتی من جریانو کامل ول میکنم ولی من چطور این حرفو بزنم؟؟
موندم چیکار کنم،از یه طرف خانوادمن که شوهرم میگه ارتباطمو کامل قطع میکنم و این حرفا از یه طرف شوهرمه چیکار کنم؟؟؟؟