بچه ها شما ک تو کار خونه کمک می کنید مثلا همون ظرف شستن یا جارو و اینا
برخورد خانواده چیه به خصوص مادر هاتون
مامان من همش میگ کار شاخی نکردی
اگ نشورم میگ من همسن تو بودم ال بودم و بل بودم
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
من مادرم کارمنده خودم وقتم آزاده سعی میکنم بیشتر کارهای خونه رو انجام بدم ولی رو مود نباشم انجام مید ...
من مامانم خانه داره
منم انتظار قدر دانی و این حرفا رو ندارم ولی نه اینکه بیاند تیکه بندازن و یه جوری رفتار کنن ک انگار من هیچ کاری نمیکنم
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
موقع کارای خونه میگه این خونه ای که همه زندگی میکنن مال من که نیست
بعد یکوقت نمیخوای به تصمیم و حرفاش گوش بدیم میگه اینجا خونه منه:/
هرجا به نفعش باشه حرف رو عوض میکنه🤣
ادولف هیتلر: هرکس از تعرض به کشورش خوشحال باشد، مانند کسی است که از تجاوز به مادرش خوشحال شده باشد...انسان مولد شرایط نیست،شرایط مخلوق انسان است.(بنیامین دیزرائیلی).....اگه جوابتو ندادم بدون حوصله بحث با ادم بی منطق نداشتم 🤎....اگه جواب منطقی نداشتی به پروفایل و کاربریم گیر نده کارت خیلی داغونه🥱روزی منم بخشی از این آسمون میشم✨
من مامانم خانه دارهمنم انتظار قدر دانی و این حرفا رو ندارم ولی نه اینکه بیاند تیکه بندازن و یه جوری ...
آره حق داری به نظرم خیلی آروم بدون بی احترامی ناراحتیت رو بیان کن بگو من انتظار قدردانی ندارم ولی وظیفمم نیست پس لطفا بهم طعنه و کنایه نزن چون دلم میشکنه
مامانم طفلی خیلی قدر دونهولی بابام عین یه پسر توی کاراش کمکش کردم و بهم میگه تو هیچ کاری نکردیدر واق ...
اخ عزیزم
من بابام هم یه وقتایی غر ریز میزنه ولی مامانم واقعاا هر کاری کنم به چشمش نمیاد از نظرش انگار نه انگار
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
والا منم بعضی وقت ها یکدفعه شروع میکنن گیر دادن مثلا میرن بیرون نیم ساعت میان میگن ولی چرا ظرفا نشست ...
منم همینجور
مامانم بیشتر اوقات با خواهرم میره بیرون بعدش ک میاد انتظار داره من همه کار کرده باشم
مثلا اگ ظرف شسته باشم ولی شام درست نکرده باشم انگار هیچ کاری نکردم
قبلا میرفتم یه شهر دیگ دانشگاه وقتی بر میگشتم خیلی ازم استقبال میشد انگار نیازه یه وقتایی ازشون دور بشم
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
منم همینم ۱۸ سالمه تمام کارهای خونه با منه حتی غذا
انقدر همیشه نادیده گرفته شدم ک حتی دست و دلم به اشپزی نمیره
با اینک کلی اموزش اشپزی از اینستا سیو دارم ک درست کنم
تازه من یه برادر هم دارم ک اونم مدام مداخله میکنه ک سارا تو خونه هیچ کاری نمیکنه و از این حرفا
فک کنم مشکل از دست بی نمکه من
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
مامان منم مثل شما میگه کار بزرگی نکردی خودتم داری توی این خونه زندگی می کنی
بله مال منم همینجور
انقدر کار هایی ک میکنم کوچیک شده ک دیگ اصلا دلم به انجام هیچ کاری نیس
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
مامان منم مثل شما میگه کار بزرگی نکردی خودتم داری توی این خونه زندگی می کنی
تازه بیشتر جاها هم میشینه و میگ این سارا تو خونه هیچ کاری نمیکنه
ابرو و شرف منم میبره
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
حالا کمک کنید چی میشه .تو اون خونه زندگی میکنید کارها هم باید تقسیم بشه نه همه رو دوش یکی
همه رو دوش یکی نیست
ما هم کار میکنیم
مشارکت داریم
اول تاپیک رو کامل بخونید بعد اظهار نظر کنید
اصلا بحث من کار کردن یا نکردن نبود
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
عکس العمل چی باید باشه، وظیفتون هس، مگه قراره فقط مامانای بیچاره بشورن بپزن بیارن ببرن اطو کنن جارو ...
همه رو دوش یکی نیست
ما هم کار میکنیم
مشارکت داریم
اول تاپیک رو کامل بخونید بعد اظهار نظر کنید
اصلا بحث من کار کردن یا نکردن نبود
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!