بچه ها شما ک تو کار خونه کمک می کنید مثلا همون ظرف شستن یا جارو و اینا
برخورد خانواده چیه به خصوص مادر هاتون
مامان من همش میگ کار شاخی نکردی
اگ نشورم میگ من همسن تو بودم ال بودم و بل بودم
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
آره حق داری به نظرم خیلی آروم بدون بی احترامی ناراحتیت رو بیان کن بگو من انتظار قدردانی ندارم ولی وظ ...
بیان کردم یه بار عذاب وجدان گرفت
ولی بازم تهش همونجوره
همیشه کار های خواهرم رو میبینه اما از من رو نه
کارایه برادرم رو میبینه اما کارای من رو نه
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
آخ مامان منهیبار بهترین رستوران بردمش اخرش گفت کیفیتم نداشت ظرف میشورم میگه مگه دوتا ظرف به آب زدن ک ...
بله دقیقا میفهمم چی میگی🥲
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
این کارشون واقعاً دیگه زشته حتی آگه کمکم نمی کردی نباید اینجوری بگه باعث خجالت شما توی جمع میشه
تو ایام خونه تکونی هم مطرح کرد ک من داشتم تو تمیزکاری خونه کمک میکردم قبلش
یه وقتایی تو جمع هُل میکنه مامانم و شروع میکنه به تخریب من یا خواهر و برادرم
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
تو ایام خونه تکونی هم مطرح کرد ک من داشتم تو تمیزکاری خونه کمک میکردم قبلشیه وقتایی تو جمع هُل میکنه ...
چقدر کارشون اشتباهه سیاست ندارن واقعا بعضی از پدر و مادرا اینجوری باعث نفرت انگیزی بچه ها از مادر می شود ناراحت نشی عزیزم از حرفم کاشکی بعضی از خانوما صاحب فرزند نمیشدن اصلأ واقعاً تعجب می کنم نمی دونه تخریب کردن بچه هاش توی جمع چقدر بده توی روحیه و افکارشون تأثیر می ذاره
چقدر کارشون اشتباهه سیاست ندارن واقعا بعضی از پدر و مادرا اینجوری باعث نفرت انگیزی بچه ها از مادر می ...
من مامانم رو خیلی دوسش دارم، با همدیگ مشکلات بزرگتری هم داریم اما تهش بازم عاشقشم خدایی
ولی خب یه وقتایی منم کم میارم، میبرم، خسته میشم
البت چندین بار باهاش حرف زدم و دیگ جلو بقیه خیلی از این حرفا نمیزنه
اما خب همچنان مشکلاتی رو هم داریم
هعی💔
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
چقدر کارشون اشتباهه سیاست ندارن واقعا بعضی از پدر و مادرا اینجوری باعث نفرت انگیزی بچه ها از مادر می ...
اینم بگم با اینک خودم عاشق بچه هستم بی نهایت
اما یه وقتایی میگم مثلا مادر بشم تهش از کجا معلوم خیلی جاها نتونم باهاش اوکی بشم بیارمش تو این دنیا دور از جونش خوشبخت نشه
همینجاست باعث میشه به خودم واسه مادر شدن حسابی شک کنم
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!