بچه ها من دوتا پسر دایی دارم علی و ایلیا
هرودوشون از من کوچیکترن علی ۱۳ سالشه داره میره هفتم
ایلیا ۹ سالشه داره میره سوم
بچه ها چند وقتی بود ایلیا همش از من میپرسید که بچه چجوری به وجود میاد منم بهش میگفتم که
وقتی مامان بابا ها دعا میکنن خدا یه بچه بهشون میده
بعدش اونم میگفت نه دوروغ میگی
منم مونده بودم اخه پسره ۹ ساله این سوالارو از کجاش میاره
بعدش یه بار اومد بهم گفت اجی علی توی لپتاپش فیلم های زن و شوهری میبینه منم مونده بودم چی بگم
یه بار به خود علی گفتم علی تو تو لپتاپت چی میبینیمگه چی تو این هست که تو به خاطرش هیچ جا نمیری اونم گفت بازی میکنم.
یه بار دیگه با مامانبزرگم نشسته بودیم ایلیا اومد گفت که آوا (دختر داییش که همسن علیه) اندام خصوصیشو به ما نشون میده😐
منو مامانجونم اعصابمون خیلی خووورد بود میدونستیم اگه به مامانش بگیم میگه نه پسر من اینطوری نیست در حدی فک میکنن بچشون خوبه که حتی لپتاپشم چک نمیکنن😐
یه بار اینا خونه ما بودن تو اتاقم بازی میکردم رفتم تو اتاقم سر بزنم بهشون دیدم پسر داییم علی زیر پتو داره دستشو تکون تکون
میده فهمیدم قضیه از چه قراره
نمیتونم کاری کنم نگرانشونم مخصوصا ایلیا اون بچس داداش بی شخصیتش همش داره اون چیزا رو بهش یاد میده البته علی هم تقصیری نداره پسر داییش ذهنش رو از این چیزا پر میکنه موندم چیکار کنم چند بار اخطار دادم یهو جلو ایلیا فوش ندیا گوش نمیده.