اصلا هیچی دیگه منو خوشحال نمی کنه چیزی هم ناراحتم نمی کنه من همیشه با رویا و خیال بافی زندگی میکنم که اینم تازگیا برام معنی نداره مثلا میگم استخدامی قبول میشی میری سرکار ولی باز همونم خوشحالم نمیکنه قبلنا خیلی اهل عشق و عاشقی بودم و مدام تو فکر شوهر که الان همونم خوشحالم نمیکنه اصلا حتی حوصله ندارم اگه خواستگار اومد باهاش حرف بزنم واسه هیچی ذوق ندارم دیگه ...
تنها چیزی که منو خوشحال میکنه اینه که بمیرم