تمام این مدت پیوسته از خودم پرسیدم هرکس بماند میماند تقلا چرا چیزی ک مال منه منو گم نمیکنه..بعدش باخودم گفتم همه نیمه روشنه ماهو دوسدارن باید به نیمه تاریک ماه لبخند بزنم..بعدش فهمیدم که آبی تر از انم ک بی رنگ بمیرم تازه متوجه شدم درد رفیق قدیمیه ماست..اون لحظه فهمیدم که این کاربر واسه همیشه مرده
داشتم فک میکردم با چیزایی ک گذروندیم مث قبل میشیم و بعدش مات موندم ینی کسه دیگه اییم میتونه چنین باشه اخر فهمیدم شاید در جهانی دیگر همه این اتفاقا بیوفته
پروف خودمم*