دیشب تو خواب دیدمش با زنش بودن داشت میگفت خودمو بدبخت کردم بیچاره شدم، در جریان بودم که مشکل دارن ولی نه تا این حد الان مامانم زنگ زد گفت عروسمون زنگ میزنه میگه دعوامون شده مشکل داریم و... عروسمون خیلی عصبیه خیییلی غر میزنه سر هر چیز بیخودی داداشم خیلی صبوره از وقتی عروسی کردن فشار خون عصبی گرفته... الهی بمیرم براشون دلم ازین میسوزه خودش شناخته و انتخاب کرده و مادرم اینا هم دخالت نکردن الانم شهر دیگه زندگی میکنن عروسمون هی زنگ میزنه مامان بابام اینا هم حالشون بد میشه
عجب آدمیه کاش فعلا بچه دار نشن تا ببینید اصلا درست بشو هست یا نه
اره واقعا... اخه باید یه تلاشی هم بکنن که درست شن، برن دکتری برن مشاور تو خونه که معجزه نمیشه... عروسمون به مامانم گفته فقط تو و خواهرم خبر دارین، خواهرش هم سن مامانمه تلفنی در ارتباطن چند بارم اون به مامانم گفته بود برو سر بزن عروست حالش بده و...به نظرت مادرم با خواهرشحرف بزنه بگه به حرف من گوش نمیده اون از جانب خودش باهاشون حرف بزنه و ببرتشون مشاور؟
خب زنگ بزنین به مادرش بگین دخترشو جمع کنی ینی چی الان حتما به عروس تون بگین یه باره دیگه زنگ بزنه دلخوری ایجاد کنه و از دعوا هاشون بگه به مادرش خبر میدین
تواضعی عزت بخش به خدا تواضع کن و در برابر فرامینش مطیع باش تا زورگویان نتوانند تو را ذلیل و فرمانبردار خود کنند ارزش هرفرد متناسب با فرمانده اوست 💕
نمیشه اخه گفتنش راحته یه طرف قضیه برادرمه😔 خدا برا هیشکی نخواد
خب ایشون خودش خواسته بهش بگید بره پیش مشاوره ببینه میشه با این آدم زندگی کرد اگر قبول نکرد دیگه تصمیم با خودشه زندگی کنه یا جدا بشه ایشون راحت میتونه جدا بشه و ازدواج کنه دختر که نیست