2821
2789
عنوان

بااازم

75 بازدید | 9 پست

امشب بازم به اخرش رسیدم به تهِ همه چی،اولین بار نبودو اخرین بارم نیست این چرخه ادامه داره...از اون شباس که میشینم تا صب گریه میکنم انقد حالم بده که قلب م درد گرفته هرلحظه احساس میکنم قراره سکته کنم اما نمیکنم!،میدونم فردا دوباره سر ساعت بیدار میشم،ارایش میکنم عطرمیزنم،صبحانه میخورم ، لباسامو مرتب و اتو کشیده تنم میکنم و میرم سرکار انگار نه انگار‌...،و هیچکس نمیفهمه که این آدمی که اینجوری میگه و میخنده دیشب و شبهای قبل چه حالی داشته،


خدایا خودت از این همه شکست این همه رکود این همه روزمرگی بدون یذره امید خسته نشدی قربونت برم؟!!!!بسسسسه بخدا که دیگه بسه ما مگه ارث پدرتو خوردیم خدااا.

۶مردادماه ۴۰۴

هروقت سعی میکنم لبخندبزنم احساس میکنم به آن چه در وجودم هست خیانت میکنم...!

نمیکشه کاه

کاش صبح فردایی نبود حداقل برا من یکی.این زندگی مرگ تدریجیه همششش حسرررت .اما موندم به چه گناهی

هروقت سعی میکنم لبخندبزنم احساس میکنم به آن چه در وجودم هست خیانت میکنم...!

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

حسرت چیمنم خستم خدایی

هیچی اونجوری که میخاستم نشد هیچ اتفاق مثبتی که امیدی رو تو دلم زنده کنه نیس

هروقت سعی میکنم لبخندبزنم احساس میکنم به آن چه در وجودم هست خیانت میکنم...!

یه راهو چند بار باید بری که بدونی بن بسته؟ راهتو عوض کن

یسری چیزا دست من نیس.کاش دست من بود و میتونستم کاری کنم

هروقت سعی میکنم لبخندبزنم احساس میکنم به آن چه در وجودم هست خیانت میکنم...!

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز