انقد گریه کردم هنوز که هنوزه نمیتونم ماشین و راه بندازم موقع روشن کردن خاموش میکنم نمیدونم چرا واسم انقد سخته راه انداختم ماشین. حالم از خودم بهم میخوره احساس میکنم خنگم یا هیچ وقت راننده نمیشم. شوهرم بهم میگه استعداد نداری اصلا حتی یذره . تحقیر کردن اون از این طرف یاد نگرفتنمم از این طرف . درسته تعجب اوره این همه وقت پیشش نشستم تو ماشین بازم یاد نمیتونم بگیرم ولی باز باید انرژی مثبت بده. برگشته میگه این طوری میگم تا به خودت بیایی یاد بگیری یه تلنگر بخوری . شاید الان بیاید بگیید شوهر مام اینه ولی اصلا خوب نیست تحقیر کردن انقد گریه کردم دارم دق میکنم من خودم خنگم باشم اون نگه.