رفتیم با پسره بیرون ۵ ماهه بیستر باهاشم زیاد بیرون نرفتیم حدودا چهار بار اونم هربار بوده کل بدن من یخ کرده ضربان قلبم رفته رو هزار اصلا انگار جتازه تو صورتمنگاه نمیکردم چون اولیت رابطمه واییی دیروز رفتم بیرون زنگ زدبم اینا گف اون نزدیکیام گفتم بیا فلان پارم منم بیام رفتیم نشیت رو صندلی گفتم اشنا میبینه یهو یادم افتاد بابام... نکنه اونم افتاده باشه دنبالم دورش گشتممیگف بیا بشین گفتم ن بابام اینجا ممکنه باشه رفتم اون ور تر دیدم افتاده دنبالم منم سرعتم بیشتر میکردم🤣🤣وای بعد قهر کرد رف من افتادم دنبالش🙄🤣ولی خب اونمنو ندید