2777
2789

بدنت رو تقویت کن

یه زرده ابپز رو تو شیر رنده کن با عسل بخور

من روزه می گیرم اما اگه نمی گرفتم هم بیرون چیزی نمیخوردم این فرق مذهبی و غیر مذهبی نیست این فرق باشعور و بی شعوره. من روزه می گیرم و مطمئنم وقتی گرسنه ام سلول های سرطانی بدنم دارن تجزیه میشن. من روزه می گیرم و اتفاقا دم دمای افطار هوس دوچرخه سواری میکنم ، شاید اگه کسی منو ببینه فکر کنه روزه نیستم ولی من روزه ام!خودم اگه بی حجاب ببینم اصلا فکر نمیکنم روزه نیست همینطور که بی حجاب های ترکیه و مصر اناشید مذهبی میخونن و من وقتی میبینمشون حس میکنم ایمانشون خیلی هم از من بیشتره. من روزه می گیرم و وقتی دخترهای سیگار به دست رو تو ماشین پسرای غریبه تو کوچه پس کوچه های پرت میبینم معلومه از تفاوتی که دارم خوشحال میشم اما خوشحالی از اخلاق و تربیت و سبک زندگی متفاوت خوشحالی بی سر و صداست مثل شادی کاذب جلب توجه نمیکنه ، درونیه ، تو قلبت ، نیازی به گفتن هم نداره ولی از بس میبینی اونها ادای شادی درمیارن و نقش بازی میکنن تا بقیه هم مثل خودشون بشن میگی بگم. فعلا خدافففففظ🌸🩷😂 امضای قبلیم یک عدد چپی . مخالف گوشی برای بچه ها . موافق طب گیاهی و معتقدم خدا شفا رو تو گیاهان گذاشته ، مامانم بیست ساله که متفورمین و جدیدا هم دیابزید میخوره اما قندش با اون همه قرص در روز نرمال نشده ، یه شب که چای ترش خورد فردا ناشتا قند خونش 108 بود🫡 خیانت دیدی حتما آهنگ kandiramazsin beni رو گوش کن ، و سریال گذر از رنجها اونجا که خانم مهندس به مهندس میگه شرط طلاقم بچه هامه اگه ندی کاری میکنم که تو و اون زن یک روز خوش نبینید ، میتونی قوی باشی🌼 ببخشید امضام از همه رنگه😵هر دردی که میکشی برای اینه که بدونی این 🌎 یه گمشده داره

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

پریودی میگذره خوب میشی دیگه

پسرکم...عزیز دل مادر ...من تورو به دنیا نیاوردم ولی بدون:زیباترین روز های زندگیمو کنار تو گذروندم فرشته کوچکم...از همون لحظه که دست های نحیف و کوچیکت رو روی صورتم کشیدی شدی شازده کوچولوی من😅💔...شدی تکه ای از وجودم...تورو با همه عشق و محبت مادریم وصله زدم به تنم شیرین زبون مادر ...تا بشی پاره تنم ...پاره جدا نشدنی تنم...همون لحظه که فیلم شکنجه شدن آوا کوچولو رو دیدم...با خودم گفتم چطور میشه؟؟؟؟مهر این بچه ای معصوم به هر دل سخت و سنگی رسوخ میکنه...چطور انقدر تنفر؟چطور انقدر بی رحمی؟پسرکم ...از همون روزی که قرار شد مادرت باشم...با خودم عهد بستم اگرچه به دنیات نیاوردم...اما دنیایی رو برات به ارمغان بیارم...دنیایی پر از عشق...پر از محبت...بغلت کنم...قربون صدقه ان برم و عشق و محبت مادریم رو به پات بریزم...این نامه ازطرف مامان آیسانه...به میکائیل کوچولو ...پاره تن مامان🙂💕مهربان باشیم ...با کودکانی که گاهی جز خدا ، پناهی ندارند...

ی لحظه فکر کردم خودم تایپک زدم الان قبل پریودمع خوابم نمیبرع به خاطر همینا ۱۷ سالمه هم هست

شاید همه همزاد همیم

منم دقیقا همینطوریم الان

ولی خب یه ۱۷ ساله کنکوری🗿فردا خبر مرگم برم چیکار کنم آخه

کاربری دست چند نفره به خدا کمبود شماره بود ؛ هر فردم شعور اینو داره که تو تاپیکای مخصوص به سنش شرکت کنه❤️دهان شما خروجی افکار شماست وقتی باز میشود سریعترین راه برای درک شخصیتتان دراختیار مخاطب قرار میگیرد مواظب ویترین شعورتان باشید،تا افکار و وجودتان خریدارهای بیشتر داشته باشد!
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز