خانما سلام شما بعد سزارین چند روز مادرتون موند کنارتون؟من مادرم و خواهرم ۱۹ روز موندن بعد من و بچم اومدیم خونه مامانم الان بچم ۳۶ روزش ،چون خونمون نزدیک س پ ا ه بود و تو جنگ زدن و وحشتناک موج گرفت سه بار خونمون ک شیشه ها شکست و....اومدیم خونه مادرم ،میخوام بدونم شماها چجوری بچه اول رو یاد گرفتید نگهداری کنید من واقعا میترسم دختر ۲۶۰۰ دنیا اومد ریز بود و واقعا سخته برام
هیچی عزیزم خودمو خودم.وقتی مجبوریو تنها همه کاری میتونی بکنی .من واقعا زجر کشیدم .با شکم پاره از شب اول خودم بچمو نگه داشتم .بچه ی کولیکی شدید .به خدا قسم ۸ ماه تمام شب نخوابیدم تا کولیکش تموم شد .مادرمم گفت نمیتونم کمک کنم توانشو ندارم
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
من تا ۱۰ روزگی که پسرم رو بردیم چکاپ و خودمم رفتم چکاپ برای بخیه هام مامانم پیشم بود، بعدش با هم رفتیم خونه ی اونا تا یک ماهگی. بعد برگشتیم، ۲۴ سالم بود و بی تجربه بودم ولی واقعا شدنی بود و اصلا تنهایی اذیت نشدم.
هیچی عزیزم خودمو خودم.وقتی مجبوریو تنها همه کاری میتونی بکنی .من واقعا زجر کشیدم .با شکم پاره از شب ...
وای خدای من چه سختتتت ،منم سزارین شدم مادرم موند بیمارستان پیشم واقعا سخته تنهایی خدا حفظت کنه خدا به بچت سلامتی بده عزیزم ،بعد یک ماه من هنوز سختمه و میترسم چون سخت نوزاد ریز
خدا کمک میکنه من همسرم کمک میکنهالان دخترم ۵ ماهشه ولی تو بچه های قبلی هم تنها بودم یکشب یکی پیشم نم ...
میدونه من همسرم که بلد نیست و اصلا کمک نمیکنه ،من مادرم و خواهرم کمک اند وگرنه خودم هم بلد نیستم و واقعا میترسم ،بچه اولم سنم کم نیست ولی خب تجربه ندارم و هیچ نوزادی ندیدم تابحال
خدا خودش کمکت میکنه و کم کم یاد میگیری منم تو بچه اولم تجربه نداشتم دیدم کمک ندارم آستین زدم بالا بس ...
چه عالی عزیزم ایشالله کمکم کنه واقعا سختمه خدا حفظ کنه کوچولوهامونو من تئوری بلدم عملی نه ،دعا کن منم یاد بگیرم بتونم دخترم رو به بهترین شکل ممکن بزرگ کنم واقعا مادربودن سخته،من همسرم ۷صبح تا۷شب کار بعدش بیاد خستس و مطمئنم دست تنهام تو بارداری هم تنها بودم خودم ولی خب الان خانوادم کمکم هستن خیلی ولی بخوام بعد ۴۰ برم خونم استرس دارم و میترسم