خالم گفت دیدمش فلان زن جلو ماشینش بوده شهر ما کوچیک اون زن بدکاره اکثرا میشناسنش بعد گفتم شاید اشتباه میکنه
تا یکی از دوستام کفت پدر شوهرت میره خونه فلان زن خبر داری بعد شک کردم چندبار رفتم بپرسم روم نمیشود دیگ رفتم آخر پرسیدم گفت کار بدی نکردم من زن خودم مریضه بهم اهمیت نمیده منم سیقش کردم