2777
2789
عنوان

یه تجربه از ظلمی که به زندگیم کردم

763 بازدید | 49 پست

حرفی که میخوام بزنم یه تجربه و حس شخصیه. نمیخوام با کسی درباره‌ش بحث کنم. جایگاه امروز هر کسی نتیجه‌ی مسیریه که خودش اومده یا بهش تحمیل شده. من یه جاهایی به خاطر فقدان پدرم و انفعال و بی‌زبونی مادرم خیلی لطمه خوردم. ...


داره ۴۰ سال‌م میشه. با دو‌تا بچه‌ی زیر ۵ سال ... من آدم ازدواجی و اهل زندگی بودم ولی ظلم خانواده‌ی مادریم که صاحب اختیارم شده بودن و بدون اطلاع من و‌مادرم خواستگارهام رو‌ رد میکردن یا بهشون قول آینده میدادن فرصتهای خوب رو‌ ازم گرفت. خدا میدونه چقدر به مادرم التماس میکردم جلو دخالتهای خواهرت رو‌ بگیر. فقط میگفت ای بابا سخت میگیری. به خود خاله‌م هم میگفتم خاله سرخود‌ اونهایی که واسطه‌ت میکنن رد نکن. شماره خودمون رو بده بهشون، خنده خنده میگفت نه من باید عروسی تورو جوش بدم. يعنی اصلا زبون آدم نمی‌فهمید هرچی میگفتیم بهش ... فقط همه جا پر شده بود از این حرف که من سختگیرم و بی دلیل رد میکنم... چون‌خاله‌م اجتماعی‌تر از مادرم بود‌ و‌همه باهاش در ارتباط بودن خواستگاریها از طریق ایشون انجام میشد و‌پیغام میدادن بهش ... نتیجه این شد که بعضیا بهمون میگفتن فلانی میخواست بیاد خواستگاری دخترتون اما چون‌همه گفتن سختگیره گفتیم حتما ردمون میکنید ... ای لعنت به هرچی آدم نادان.



اخر به یه غریبه که فامیل تو‌ اومدنش دخالت نداشتن جواب مثبت دادیم. بماند که چقدر اذیت میشیم از تفاوتهای فرهنگی و بدجنسی شوهرم و مادرش ... با توجه به اینکه اوایل خیلیییی ظاهرا خوب بودن، با کلی امید دو‌تا بچه آوردم... الان که یه سالیه خانواده شوهرم ذات خراب و‌ بدخواهی و‌حسادتها رو‌ مثل آتیش انداختن وسط زندگیم، نگران آینده‌ی بچه‌هامم... 

الان فکر میکنم منی که سن بالا ازدواج کردم، کلا بچه داشتن برام غلط بوده ... تو‌بهترین حالت چند‌سال میخوام عمر کنم ...؟؟ دو‌تا بچه رو‌ خدای نکرده وسط این آدمهای بیخیال و‌بی‌خِیر رها کنم برم ... نگران آینده‌ام.‌ خدا نگذره از اون که فرصتهای خوب زندگیم رو‌ با ندونم‌کاری دود کرد... منی که همسن‌هام تو‌ فامیل و‌دوستان، بچه‌های کنکوری و‌ دبیرستانی دارن، تازه یه بچه‌ی یه ساله بغلم گرفتم و‌ میگم اوووو کو تا این بچه تو ۵۰ سالگی من تازه بره کلاس اول ... 

طفلک بچه‌هایی که والدین سن بالا دارن. کاش دخترا عقلِ به موقع ازدواج کردن داشته باشن و کسی هم با دوستی خاله خرسه مانع راهشون نشه ...


+نصیحت و‌ سرزنش ممنوع. لطفا


حالا بابای خودم خیلی فرصتارو ازم گرف

نمیدونم خدا چطور تسویه کنه

ماهی به آب میگه دوستت دارم آب میگه ولی من باید برم ، ماهی میگه اگه بری میمیرم، آب با غرور تنه ای به ماهی میزنه و میگذره میره دنبال موج!.. میره سمت موج ، موج وقتی پسش میزنه با دل شکسته بر میگرده پیش ماهی، ولی ماهی در نبود آب مُرده.. من برای او، او برای آن؛️ 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم تو کمش ۳۰ سال دیگه زنده ای این چه حرفیه میزنی هم سرو سامونشون میدی هم نوه هاتو میبینی یعنی واقعا اینهمه ادم که دیر ازدواج کردن یا دیر بچه دار شدنو نمیبینی ؟

ما روح نداریم بلکه روحی هستیم که جسم داریم👻

عزیزم از کجا مطمعنید که خاستگارای قبلی بهتر بودن هیچ کس کامل نیست

من خودم به پسرخاله م علاقه داشتم ولی قسمت نشد با هم ازدواج کنیم چند سال حسرت خوردم الان که فکر میکنم میبینم اونم کم مشکلات نداشت چه بسا زندگیم از الانم سخت تر میگذشت

عزیزم اون حجم از دخالت نشون میده خاله گرامتیت چقدر بیکار بوده،به نظرم همه ی بدبختیا از بیکاری میاد،به قول مادرم که اینجور آدما رو باید از صبح تا شب ببرن دشت و صحرا کار کنن،شب له و لورده و داغون برگردن خونه ،تا تو زندگی دیگران دخالت نکنن

با من یک ایرانی ام و به ایرانی بودنم افتخار میکنم،روز مرد و‌جوانمردی: زادروز کوروش کبیر،روز زن: زاد روز دختر کوروش کبیر و اولین دریاسالار زن جهان،روز پسر زاد روز کمبوجیه پسر کوروش کبیر و از پادشاهان هخامنشی،من یک ایرانی ام

عزیزم در وهله ی اول مرگ وزندگی دست خداست عزیزم اینکه ازدواج تو سن پایین زیر ۲۰ سالگی هم اشتباه هست عزیزم جای فکر کردن به این مسایل عزیزم از زندگیت لذت ببر که یه روز نخوای حسرت اینروزا رو بخوری خدا نکرده

ای دریغ از عمر رفته سوز و سودای گذشته

فک کنم سر منم همین بلا بیاد 

سنم کمه ولی توقع دارم بعداً تا چندسال دیگه همه چیز تغیرکنه حداقل وقتی یکی حرف از خواستگاری میرنه به خودم بگن بعد رد کنن مامان من هم هروقت حرف ازدواج میشه انگار با بچه ۱۵ساله طرفن میگه من حساسم اصلا دخترمو عروس نمیکنم 

توکلت بخدا باشه، نعمتهای بزرگی داره ثروتت فرزندان گلت هستن راه داره راه درست اصلاح حداکتری صبورانه همسرت رو پیدا کن تحقیق کن ونقطه صعفهای احتمالی حودت هم مرتفع کن نگو از نصیحت خوشم نمی آد باعث گیشرفتخ مشاوره بگیر وگذشت کن وبساز زندگی احترام داره ومقدسه کم کم همسرت هم تغییر میکنه ومیفهمه یاعلی

عزیزم تو کمش ۳۰ سال دیگه زنده ای این چه حرفیه میزنی هم سرو سامونشون میدی هم نوه هاتو میبینی یعنی واق ...

در بهترین حالت ۸۰ سال عمر کنم ... بازم بچه‌هام تو‌ اوج جوانی که هنوز نیاز به پشتیبان دارن تنها میشن. اینا همه احتمالاته. بحث اقلی انرژی و‌ توانیه که تو‌این‌ مسیر آدم نیاز داره ... بچه دبستانی مادر جوان پرانرژی میخواد منه مادر ۵۰ ساله ... همه چیزا به کنار... آرزوهای خودم که سوخت و‌ رفت از همه چیز سخت‌تره ...

نصیحت نمیکنم الان ازدواجا بالا رفته و درست نیست بگی سن بره بالا بچه دار بشی الان همه تو همون شرایط ازدواج نکردنن تا یه شوهر خوب گیرشون بیاد یا هرچی .خدا خودش مصلحت هرکیو گداشته .خانواده شوهر خوب نداری.خودتم که سرزنش کردی یکی دلش میشکنه قشنگم 

منم خیلی خواستگار داشتم خیلی

اما مادرم خیلی ایراد گیر بود

همسرم هم دیگه با کلی دعوا و جنگ تونستم زنش بشم.

البته خدارو شکر همسرم خیلی خوبه.

اما مادرمو نمی بخشم. 

خیلی مانع ازدواجم شد. بعد ازدواج هم خیلی دخالت کرد. هنوزم خیلی به همسرم بدی می‌کنه و غرورشو له می‌کنه.

منم هم سنهام الان بچه هاشون کنکور دارن. ولی من تازه باید به بچم یاد بدم می ره توالت چجوری خودشو بشوره 

اصلا حوصله ی بازی کردن باهاشون ندارم.

توکلت بخدا باشه، نعمتهای بزرگی داره ثروتت فرزندان گلت هستن راه داره راه درست اصلاح حداکتری صبورانه ه ...

منظورم از نصیحت، سرزنش‌های مدل نی‌نی سایتیه که ندونسته میان خود‌ فرد رو‌ متهم میکنن...

من زود ازدواج کردم و پیشنهاد نمیدم کسی زود ازدواج کنه تنها بخاطر اینکه اختلاف سنی با بچه شون زیاد میشه یا کم و تواین سنی که هستم واقعا حوصله دوتا بچه هامو ندارم سنم کم بود .بچه رو مستقل بار بیار که به ما مادرو پدر اونقدر نیاز نداشته باشن کاراشونو خودشون کنن ما که تا ابد نیستیم کنارشون

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز