2777
2789
عنوان

یه تجربه از ظلمی که به زندگیم کردم

| مشاهده متن کامل بحث + 763 بازدید | 49 پست
در بهترین حالت ۸۰ سال عمر کنم ... بازم بچه‌هام تو‌ اوج جوانی که هنوز نیاز به پشتیبان دارن تنها میشن. ...

بعلاوه اینایی که گفتی تازه من وزنمم بالاس وهنوز نتونستم بچه دومو بیارم،سنمم هی میدوه،بااین تفاوت که من خاله دخالتگر نداشتم خواهرقبلیم خواستگارنداشت واین شد که ازدواج منم دیر شد،البته این یکی ازدلیلاشه

۷۵.۹۲۸۰

چقدر شبیه خواهر من تمام خواستگاراشو عموم رد کرد الانم ۳۲ سالشه مجرد منم بخاطر خواهرم خواستگارامو هرچند خوب رد میکنم   

زندگی رو باید از زودپز آموخت 💯😉بااین که داره ماتحتش میسوزه بیخیال نشسته داره سوت میزنه😊😁

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اینم در نظر بگیر اگر خاله ات میرفت کنارکسی به مادرت نمیومد بگه در هر حالپس این خواستگاری ها هم نبودچ ...

از اون حرفا بودها!!! کی میگه اگه خالم نبود نمی اومدن؟! فامیل دور بودن ما رو‌میشناختن. . خالم نبود شماره رو‌ از کس دیگه میگرفتن

 خاله‌م که معرف نبود ... اغلب به خاطر شناخت دورادور از پدر و‌مادرم پیشنهاد میدادن و اصرار می کردن بیان. که خاله‌م به دلایل واهی رد میکرد و‌ بعد به ما خبر میداد. اون بنده خداها هم بعضا به خیال اینکه جواب منفی از جانب خود‌ ماست ادامه نمیدادن ... شاید لازمه خواستگارا هم ادمهای عاقلتری باشن به هر شکلی شده شماره خود‌دختر و‌پدر و مادرش رو‌پیدا کنن و‌به هیچ واسطه‌ای مستقیم جریان رو نگن

چند تا از دخترای فامیل ما هم ک ایقد مغرور بودن و به کمتر از وزیر و نخست وزیر رضایت نمیدادن

هرچی خواستگار خوب توی جوونی براون اومد رد میکردن میگفتن گوه خورده اومده کلی لیچار بار یارو میکردن

آخرش با یه آدمای مضخرفی ازدواج کردن که ۱۰۰ لول از خودشون پایین ترن

یک موردشون الان ۴۵ سالشه و به هر دری میزنه دکتر گفته از سنت گذشته بچه دار نمیشی

یه مورد دیگم همش این شهر اونشهر برا دوا درمونه همش میگه دعام کنین 

آخررررش ب این نتیجه رسیدن ک کاااااااش زودتر ازدواج میکردن🤌

دنبالم نیا اسیرم میشی  
چقدر شبیه خواهر من تمام خواستگاراشو عموم رد کرد الانم ۳۲ سالشه مجرد منم بخاطر خواهرم خواستگارامو هرچ ...

اگه‌خواهرت هرچند زبانی میگه و از ته دلش نیست و‌بهت میگه تو‌ازدواج کن، خواستگارهات رو راه بده. چند‌وقت دیگه دو‌تا خواهر مجرد با هم غصه خوردنتون سخت تره

 یا مثل دوست من، خواهرت ان شالله فرصت خوب براش پیش میاد و‌ شما میشینی افسوس میخوری ...

چند تا از دخترای فامیل ما هم ک ایقد مغرور بودن و به کمتر از وزیر و نخست وزیر رضایت نمیدادنهرچی خواست ...

اونی که خودش خواسته، نتیجه‌ی خواسته‌ی خودش رو‌ دیده ... سرزنش اونا هم حتی کار درستی نیست. من که ناخواسته گیر این مسیر افتادم

[QUOTE=386800270]شاید ... اخه یه چیزی هم هست که دقیقا تو همین دوران دیگران نمیدونم چرا خواستگارهای قدیمم رو‌ مرور می ...[/QUOTE

به حرف ها و سرزنش اطرافیان اهمیتی ندین و اصلا اجازه دخالت کردن در زندگیت را بهشون ندین...

 شما خودتون نوشتید، ریشه مشکلات امروزتون این بود که مادرتون ظاهرا شخصیت مستقلی نداشتند و اجازه دخالت به خاله و فامیل مادری را می دادند. شما از این درس بگیرید. اجازه ندین کسی بخواد مستقیم و غیر مستقیم در زندگی و تصمیم گیری هاتون دخالت کنه. 

راجع به مشکلاتتون به مادر یا خاله و اطرافیان چیزی نگید. این درد و دل ها، کم کم اجازه دخالت یا حداقل سرزنش و کنایه اطرافیان را فراهم می کنه. 

 به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم 
اگه‌خواهرت هرچند زبانی میگه و از ته دلش نیست و‌بهت میگه تو‌ازدواج کن، خواستگارهات رو راه بده. چند‌وق ...

نه سر یکی از خواستگارام که خیلی اصرار داشتن و قرار بود نامزد کنیم فکر خودکشی بود 

زندگی رو باید از زودپز آموخت 💯😉بااین که داره ماتحتش میسوزه بیخیال نشسته داره سوت میزنه😊😁
[QUOTE=386800270]شاید ... اخه یه چیزی هم هست که دقیقا تو همین دوران دیگران نمیدونم چرا خواستگارهای ق ...

الان من درددل نمیکنم. هرچی هست تو ذهن خودمه. نشستم و به زمین خوردن کسی که یه روزی سد راهم شد نگاه میکنم و از خدا میپرسم این عدالت الهی، چه دردی از من دوا میکنه ...

از اون حرفا بودها!!! کی میگه اگه خالم نبود نمی اومدن؟! فامیل دور بودن ما رو‌میشناختن. . خالم نبود شم ...

برو تاپیک دخترهایی که مادراشون اهل رفت و آمد نیست رو بخون

اونوقت متوجه میشی چرا اینو گفتم

وگرنه اونا هم کلی فامیل دور و نزدیک دارن ....

همین یکی دو روز چند تا تاپیک این مدلی دیدم

بخونی متوجه دلیلش میشی

"هر کسی را ملاقات می‌کنی درگیر نبردی است که تو هیچ چیز درباره آن نمی‌دانی. همیشه مهربان باش." بعد از دیدن خیلی دعوا و پرخاش‌ها در سایت، عمیقا به این نتیجه رسیدم که خیلی‌ها در این دسته جا می‌گیرند 😊

سخت نگیر گذشته ها گذشته من فرزند آخر مامانم هستم و هشتمین بچه .مامانم سی و نه سالگی من را به دنیا آوردن الان که سی و چهار سالمه خودم تازه دومین بچه ام دنیا اومده .ورزش کن و شاد باش و مشغول به کار .مادر من متولد سال سی هستن خدا حفظتون کنه تو مجردی که نمی‌رم مدرسه بعد ازدواج نهضت شرکت کردن و همزمان کار و بچه داری درس خواندن .روحیه ی شاد و مستقل بار آوردن بچه ها باعث شده هیچ وقت ناراحت نباشم از اینکه سنشون زیاده .من حتی مدتها برم سفر همین که خبر از مامانم داشته باشم بسه دلتنگی و وابستگی بیخود ندارم خواهری برادرهای دیگه ام اینطور نیستن .حتی بابام تصادفی زمین گیر شدن و چند سال افتاده بودن من راحت تر از بقیه با فوتشون کنار اومدم همیشه سعی کردم فقط بخندونمشون حتیالام یاد بابام میکنم لبخند دارم در عین دلتنگی .پس نگران اختلاف سنی نباش مهم کمیته 

برو تاپیک دخترهایی که مادراشون اهل رفت و آمد نیست رو بخوناونوقت متوجه میشی چرا اینو گفتموگرنه اونا ه ...

میدونم. گفتم برای من چنین چیزی صدق نمیکرد. اخه شما میگی اگه خاله‌ت نبود‌اون‌وقت کیسهایی که داشتی برات نمی اومدن اصلا. برای من‌اگه خاله‌م نبود کیسهایی که الکی بدون اطلاع خودم رد میشدن،‌ به مرحله صحبت و بررسی می رسیدن. مثالی که شما زدی به شرایط من مربوط نبود. 

سخت نگیر گذشته ها گذشته من فرزند آخر مامانم هستم و هشتمین بچه .مامانم سی و نه سالگی من را به دنیا آو ...

درسته. اما خانواده‌ی با بچه‌های زیاد که دور آدمم شلوغ باشه فرق داره با کسی که اولین بچه‌ش نزدیک ۴۰ سالگی بیاد. درسته که کیفیت مهمه، اما خب هرکسی فارغ از شرایط قابل تغییر مثل فقدان والدین یا سن اونها، ترجیح میده موارد قابل کنترل، زیر نظر خودش باشه نه تحت نظر و دخالت غیرعاقلانه‌ی دیگران. 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز