نتونستم از دهنش بگیرمش
هرچی تلاش کردم بهش نرسیدم
رفتم داداشمو صدا کردم گرفتش قلبش میزد بتش آب دادم بعد ده دقیقه مرد تو دستای داداشم
عذاب وجدان دارم
میدونم غریزه گربست و این نظم طبیعته ولی من طاقتشو نداشتم ببینم یه موجود جلو چشمم کشته میشه
امبدوارم خدا منو ببخشه اگر سهل انگاری کردم 😕😕😕😕