منم چندین سال پیش دوتاجوجه رنگی داشتم انقد خوب و سرحال بودن و بهشون میرسیدم
یکبار پشت بوم بردم که هوا بخورن برا خودشون ول بچرخن که دوتا کلاغ حمله کردن
یکیشونو باخودشون تونستن ببرن ولی اون یکی سریع دررفت زیر کانال کولر
سعی کردم ولی اولی رو بردن اونورتر خوردنش😭 اون یکی رو گرفتم بغلم قلبش تند تند میزد
بعد از اون ماجرا و تنهاییش کلی افسردگی گرفت حتی کنار یسری جوجه های دیگه که یکی دیگه داشت بردم ولی باهاشون صمیمی نمیشد
اخرم دق کرد مرد منم خاکش کردم
تاچندماه منم افسردگی داشتم