بچه ها من خونه یکی از اقوام چند باری اصرار بر موندن میکردم ( چون بچشون هم بازی بچگی من بود
خلاصه بعد از چندین بار من موفق شدم شب رو اونجا بمونم 🦦😁
شب همگی جا انداختیم و توی پذیرایی خونه خوابیدیم
نصفه های شب ؛ از پذیرایی اتاق خوابشون کاملا واضح بود
من دیدم که داخل اتاق یه شخصی هست که چادر سرشه کاملا نورانی بود و داره نماز میخونه ( کاملا متحرک بود و رکوع و سجده میرفت ! )
من مطمئنممممممممم خواب نبود
خیال نبود
اون شب اصلا خوابم نبرد
تا چند شب خواب نداشتم
به هرکسی میگفتم باور نمیکرددددددد
بعد گذشت ۱۴-۱۵ سال من همچنان نفهمیدم اون چی بود🤦🏻♀️