دیروز رفتیم لوکیشن سریال تاسیان...همون جایی که شیرین و امیر نشسته بودن...دیروز مثل همه ی روزهای قبلی کسل بودم...اگه هم رفتم بعنوان خدافظی با سعیده بود که چند روز دیگه از رشت برمیگرده به دانشگاهشون...اون دو نفر رفتن از هم عکس بگیرن...اون قدر رفتن که دیگه نمیدیدمشون...دراز کشیده بودم روی پارچه بدون گوشی(آنتن نداره اونجا)...صدای سوختن چوب و بوی آتیش میومد و صدای پرنده ها...هوا خوب بود...نه سرد نه گرم...زیر سایه ی درخت دراز کشیده بودم و دوتا سگ که با غذاهایی که بهشون داده بودم حسابی نمک گیرشون کرده بودم و از کنارم جم نمیخوردن دو طرف دراز کشیده بودن...آفتاب،چایی،تنهایی،بوی سوختن چوب،منظره ی آب و اسب روبه روم،صدای پرنده ها...فقط تو نبودی...کاش تو هم بودی...کاش هیشکی نبود ولی تو بودی...کاش هیشکی نباشه ولی تو باشی...کاش جای همه تو باشی،علاوه بر اینکه همیشه توی قلبمی کاش حضور فیزیکیت رو هم همیشه کنار خودم داشتم...💙
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
خدایا شکرت بالاخره خبری که منتظر بودم گرفتم:) کارما خیلی قشنگه نه؟ با افتخار آریاییم و از نسل کوروش بزرگ❤فمینیست♀️/ دوست دار محیط زیست و حیوانات💚🌱🪴/چند زبانه 🇫🇷🇬🇧🇹🇷/نوازنده پیانو🎶🎹/شناگر🏊♀️ این دسته از کاربر ها در تاپیک های من شرکت نکنن🎀 سمبل خان های سایت/پیکمی ها/زن ستیز ها/مذهبی های افراطی/ مدافعین کودک همسری. وقتی لایکت میکنم به معنی این نیست تاییدت میکنم یا عاشق چشم و ابروتم 😁 حتما پشت سرم چیزخوری کردی یا باهام در افتادی منم تاپیکای بدبختیت و زندگی نکبت بارتو لایک میکنم تا یادت بیوفته با این شرایط عذاب آوری که داری حدت رو بدونی و بری با همسطح خودت کل کل کنی عسیسم (مخاطب دار)