عزیزم به نظر من میتونستی خیلی راحت این موضوع رو حلش کنی برای خودت.با این تفاوت که سه تا تشک مینداختی تپ حال و سه تایی کنار هم میخوابیدین.مادر شوهرت،شوهرت و تو . با روی خوش از حرف مادرشوهرت استقبال میکردی.میگفتی خیلی هم خوبه.تنوع میشه.
میگفتی حق داری دلت تنگ شه.من که فلان سال از ازدواجم میگذره،بدون شوهرم نمیتونم بخوابم.اینجوری با یه تیر دو نشون میزدی.
ولی اینکه خودتو جدا کردیو بی تفاوت خوابیدنت،به شوهرت اینو نشون میده که برات مهم نیست.در صورتی که برات موضوع مهمیه...نخواه با سکوت اینو به شوهرت بفهمونی.مردا مثل ما فک نمیکنن.باید باهاشون اصل مطلبو گفت.