هیچ کاری ندارم بهش نه گوشیش چک میکنم نه چیزی ولی از اینکه مجبورم ارتباط داشته باشم باهاش حالم بده
آنقدر احساس حقارت و بی ارزشی دارم که مثل یه مرده متحرک هستم دیگه زندگی برام معنی ندارد خیلی حالم بده دیدم اگه بچه رها کنم برم حالم بدتر از این میشه
میخوام یکم پول جمع کنم مستقل بشم بچه هم بزرگ کنم بعدش میرم چون این مرد دیگه مرد زندگیم نیست