۷ سال عقدیم و شوهرم خونه داره،.
و شوهرم آخرین فرزند خانوادش
چون خواهر شوهر مجردم توخونه شوهرم زندگی میکنه و شوهرم حکم تخلیه داره. خواهرش گفت عقد بمون حتی شده ۱۰ سال دیگه.
شوهرم گفت من حکم تخلیه دارم برو.
اصلا برو توخونه خودت زندگی کن.
ولی حکم رو بخاطر مادرش اجرایی نمیکنه.
بخاطر اینکه خواهرش گفتن اینکارو نکن ابروت میره ، آه مادرمون تو رو میگیره..
شوهرم گفت مگه من فقط بچه مادرم هستم.
مگه من فقط برادرت هستم،؟.
چرا من باید همع چیو تحمل کنم اول زندگیم.
گفت خب برو خونه اجاره کن
شوهرم گفت خونه دارم چرا اجاره کنم، خودت برو کار کن خونه اجاره کن واس خودت، از خونه من پا شو.
گفت عه من برم ک خونتو بکنی تو... زنت؟؟؟
زنت چرا عقد نمیمونه .
مگه من ۴۵ سالمه ازدواج کردم ک شما ازدواج بکنید؟؟.
.
این همه مردم ۱۰ سال عقد میمونن.
شوهرم گفت اونا هیچی ندارن عقد میمونن. بخدا خسته شدم از دست خانوادش..
آنقدر اذیتمون کردن، مطمئن شدن منم خسته شدم، هی میگفتن زنت طلاق میگقره، خونه رو میزدی بنام ما.
مهر اجرا بزارم؟، احه شوهرم حکم تخلیه رو اجرا نمیاره.
مهر هم اجرا بزارم شوهرم پیش خودش میگ پس حرف خانوادم درست بود زنم یه آدم غریبه، مهریه میگیره میره.
به شوهرم اینو گفتم، ک اونا بین ما اخلاف انداختن،و زندگی رو برام سخت کرون، بعد ک ما مشکل داشتیم و خسته شدم بگم میخوام طلاق بگیرم، بگن ک دیدی ما گفتیم طلاق میگیره؟؟. بعد بری خونه بزنی بنامشون. اونا همینو میخان. .
چرا باید توخونه شوهرم زندگی کنه و بگه ۱۰ سال عقد بمون چرا تعیین تکلیف میکنه؟؟ .
اون باید توخونه ما هست اجازه بگیره حتی آب میخوره
پرو.