بهت بدی های زیادی کرده ک نهایتا تصمیم به طلاق گرفتی!
حتی دیگه دوستش هم نداشتی
الان فکر این و میکنی که یکی پیشش هستش و .. اذیتت میکنه
این اذیت رو با عشق و علاقه و دوست داشتن و هر چیز دیگه ای اشتباه نگیر
وقتی مدام به گذشته فکر میکنی به اون آدم فکر میکنی و اذیت میشی
لا به لای افکارت روزای خوب یا لحظه شاد و .. هم فکر بوده باشه و از خاطرت گذشته باشه کوچیک ترین حس مثبتی اگر بیاد تو ذهنت باعث میشه فکرت بره به سمتی که
با خودت شروع کنی بگی شاید ...
شاید اگر فلان کار رو نمیکردم اینجوری نمیشد
شاید ..
شاید و شاید های دیگه
و تمام فکرت و ذهنت از زوایای مختلف به اون آدم و گذشته فکر میکنه
و از اونجایی که ذاتأ خانوم ها اگر به یک موضوع و شخصیت و .. زیاد فکر کنند درگیرشون میشن بخاطر ساختار مغزشون
احساس دلتنگی و احساسات دیگه در گیر این موضوع میشه و شروع به اذیت میشی !
پس باید دست به کار بشی برای پرورش افکار خودت
چجوری ....؟