سلام خانما مامانم چند دفعه ست میره خونه داداشم زنداداشم باهاش حرف نمیزنه خونشون نزدیکه ولی زیادم نمیره دوسه روز یه بار ده دقه نیم ساعت گفت اصلا یه سلامم نکرده هیچ دعوا و بحثیم ندارن قهر و اشتیش اصلا معلوم نیست داداشمم همش میگه مامان نمیاد خونمون ما هم به مامانم میگیم برو میگه بخدا میرم بی ارزشم میکنه نه سلامی نه احوالپرسی داداشمم اینا رو نمیبینه همش از مامانم گلایه میکنه خیلی دلش میشکنه
بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴
کجا زندگی میکنین ک هفته ای دو سه بار از نظرتون زیاد نیس؟ب مادرت بگو سنگ جای خودش سنگینه،مادرت بشینه خونه ی خودش و برادرت هر وقت تمایل داشت بره ب مادر سر بزنه
دعوت رسمی واسه شامی ناهاری عصرانه ای نه اینکه مامانم ده دقه بره اونجا تو حیاتشون زنش ی سلام نده اونم ...
به نظرم بهتره صبر کنید دعوت رسمی بشید تا اینکه هر چند روز یک بار برن اونجا ،داداشتون شاید از طرف خودش بدون ملاحضه کردن حال خانمش تعارف میکنه شما جدیش نگیرید
دختر طنازم اینجور وقتها میدید غصه میخورم رفتم خانه داداشم حرف نزدند یا جسارت دیگر ،،،،یادم داد وقتی میری خانه داداشت حس نکن جای غریبه است باید تعارفت کنند هرجا خواستی بنشین تلویزیون ببین بی تعارف بخور و،،،،، خوب جواب داد 😍
مادرت باید ب برادرت بگه شما بیاید همیشه شاید زنداداشت ناراحته ک بی خبر میره سر میزنه منم اصلا دوست ندارم کسی بی خبر خونم بیاد یا بی دعوت حتی مادر خودم شاید ادم ی روز باشوهرش قهر کرده حالش بده اونوقت طرف فک میکنه از اون ناراحته
. خدایا شکرت خداجونم ازت ممنونم ک برام معجزه کردی😍🥹 تماشای تو در واقع تماشای بهشته🙂زمین بی تو جهنم برزخم بی تو چ زشته درواقع بدنت دستات خودش خانواده کشور و عشقه «❤️mehranm❤️»