دیشب خواب دیدم تو مزار محلمون هستم ،وقتی دارم رد میشم یهو چشمم به یه قبری میخوره ،که میبینم مزار یه شهید هستش (اسم شهید حامد ازکی بود)در حالی که این فامیلی اصلا شهید نداریم ،و اصلا اون قسمت مزار شهدا نیست ،میبینم کنار مزار این شهید مزار خواهر شهید و پایین ترش مزار برادرای این شهید هستش که فوت شدن ،من وقتی مزار این شهید رو میبینم مادرم رو صدا میزنم و میارمش سر مزار میگم مامان این شهید رو ببین ،خیلی زیادد حاجت میدن ،این شهید طوری معروف هستن که حتی مردم میان از چوب و برگ هایی که کنار مزارشون افتاده جمع میکنن از بس حاجت میدن و خیلی خیلی زیاد از بابت دیدن مزارشون ذوق میکنم
همون لحظه دختر همون شهید چهرشون میاد جلو چشمم و پیشم برای پدرشون غصه میخورن ،اسم اون دختر هم هانیه بوده
امروز که رفتم مزار ببینم اون قسمت مزار کی هستش ،دیدم جای اون ۴ نفر کاملا خالیه و هیچ قبری نیست،در حالی که اطرافش کاملا قبر ها هستن ولی اون ۴ نفر مزارشون کاملا جاشون خالیه
اگه میشه خوابمو تعبیر کنین