اردیبهشت پارسال بود من با نامزدم بودم شدیدا عاشق و کور ، به اصرار دوستم یه فالگیری برام ف ال گرفت نه اسم مادر پرسید نه اسم خودمو نه چیز دیگه ، فقط گفت نیت کن ... نیت کردم که آیا من و نامزدم بهم میرسیم ؟ گفت حوالی شهریور از هم جدا میشین
حقیقتش اصلن اعتقادی نداشتم و برام مسخره میومد جدیش نگرفتم و تو دلم بهش خندیدم که چه چرت و پرتا من و نامزدم برای هم میمیریم ! دوستم که خیلی استرسیه و باور داره این چیزا رو ترسون میپرسید چرا جدا میشن؟ بازم آشتی میکنن ؟ اونم برگشت گفت کار بدی در حق دوستت میکنه و جدا میشن ، و اردیبهشت یا خرداد سال بعد (که میشه الان) پسره برمیگرده اما دوستت دیگه قبولش نمیکنه ! باز تو دلم مسخرش کردم گفتم چقدر حرف مفت میزنه ، حسین بیاد و من قبول نکنم؟! من براش میمیرم
تاپیکای قبلیم هست همون دوران خیانت کرد جدا شدیم دقیقن روز ۲۵ مرداد(فالگیر گفت حوالی شهریور) و چندروز پیش برگشت که طبق گفتش میشه همون اردیبهشت یا خرداد سال بعد !
دوستم خیلی اهل ف ال و دعانویس و ... هست همش پولشو حروم این چیزا میکنه ، برعکسش من حیف پول مفتم میاد که بدم از طرفی اصلنننن اعتقادی نداشتم و میگفتم از کجا غیب میشه گفت اخه ، خودِ خدا نمیدونه فردا قراره چی بشه چون من ِ انسان رو صاحب اراده آفریده شاید یه حرکتی الان زدن فردام تغییر کرد
و اصلن یادم نبود این ماجرا ...
دوستم امروز اشاره کرد و یادم انداخت ، حقیقتن مبهوت موندم
الآن من دلم میخواست با اون خانوم فالگیر حرف بزنم اما شمارشو عوض کرده ، کاش اون دوران بهم میگفت نامزد سابقم خیانت میکنه🙂