اون از دختر روانیش که بعد از سه تا قرار و جلسه های خانوادگی دید و بازدید شمارشو بهم داد(( نمیخواستی نمیدادی شمارتو خب )) بعدشم گفت دلم میخواد شوهرم یک شخصیت دیگه داشته باشه
بعد دو هفته یا یک ماه فک کنم باباش برام عکس فرستاده که (رفیق داشتن اینجوریه که دلت میخواد حالش خوب باشه)
هی دارم اینو دخترشو فراموش میکنم باز پیام داد یاد گذشته و سه تا قرار افتادم لامصب