یه زن به اسم مرجان با یه مرد به اسم مانی ازدواج میکنه مانی میفهمه بچشون از اون نیس بعد با شوکا اشنا میشه از مرجان طلاق میگیره با شوکا ازدواج میکنه شوکا جادوگره و .... یه نیرو پسر خوندشو میگیره حادوگری میکنه که اونو از بدن پسر خونش دربیاره بچش سقط میشه