امشب مهمون داشتیم. دخترش دو سالو نیمه بود. یعنی زلزله راه انداخته بود خونمون. صورت پسر سه ماهمو چنگ انداخت. بندا خدا انقدر گریه کرد سیاه شد. صورتشم خون اومد. بعد رفت کالسکه ی پسرمو داغون کرد. بعد شروع کرد رو تختش بالل و پایین پریدن. تختشم داغون کرد. پدر و مادرشم هیچی بهش نمیگفتن. تهش ماماتش یه اخم کوچولو میکرد. مامانش به باباش میگفت ببین داره کالسکه رو داغون میکنه. باباش میگفت اشکالی نداره...ینی من داشتم منفجر میشدم...چقدر زشته که پدر و مادر انقدر بی مسئولیت و بیخیال باشن. من که دیگه دوست ندارم باهاشون رفت و امد کنم. با اینکه خیلی پولدار و با کلاسن ولی فکر نمیکردم انقدر بی فرهنگ باشن
چنگ زد صورت بچه روووو مامانش کجا بود شما کجا بوددددی
کسی چه می داند شاید همین لحظه زنی برای مرد سیاستمدارش می رقصد یا پیانو می نوازد و اواز می خواند و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد...کسی چه می داند شاید تنها شرط معشوقه هیتلر به خاک خون کشیدن دنیا بود...کسی سر از کار زن ها در نمی اورد با سکوتشان شعر می خوانند با لبهایشان قطعه نامه صادر می کنند با موهایشان جنگ می طلبند با چشم هایشان صلح....کسی چه می داند شاید اخرین بازمانده ای دنیا زنی باشد که با شیطان تانگو می رقصد....
200 سال پیش وقتی آمریکایی ها در لجن و کثافت زندگی میکردند ایرانیان مسواک میزدند.200 سال بعد وقتی آمریکایی ها کره ماه را فتح کردند ایرانیان همچنان مسواک میزدند!! آخه بهداشت خیلی مهمه
ديوانه و دلبسته ي اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت باشيک لحظه نخور حسرت آن را که نداريراضي به همين چند قلم مال خودت باشدنبال کسي باش که دنبال تو باشداينگونه اگر نيست به دنبال خودت باشپرواز قشنگ است ولي بي غم و منتمنت نکش از غير و پر و بال خودت باشصد سال اگر زنده بماني گذرانيپس شاکر هر لحظه وهر سال خودت باش