2777
2789
عنوان

چقدر زشته!!!!

| مشاهده متن کامل بحث + 1142 بازدید | 87 پست
حالا فک کن جاری من همینجوره تو ی ساختمونم هستیم رسمن از دستشون دیوونه شدم دو ساله داره پسر  من ...


عزیزم کی باید چیزی هش بگه؟

مامان بچه شمایی، شما باید از بچه تون حمایت کوی منتظر کس دیگه ای نباش

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بچه تو بغل مکردی میرفتی تو اتاق تا آرومش کنی دیه ام نمیومدی بیرون تا پاشن گورشونو گم کنن برن به جهنم ...

اقایون بیرون تو پذیرایی بودن ما هم تو اتاق بودیم. اصلا نمیدونستم باید چیکار کنم. لحظه شماری میکردم تا مهمونی تموم شه

اقایون بیرون تو پذیرایی بودن ما هم تو اتاق بودیم. اصلا نمیدونستم باید چیکار کنم. لحظه شماری میکردم ت ...


کلن خودتو مشغول بچه میکردی نازشو میکشیدی قربون صدقش میرفتی و به اونا ب محلی میکردی

اصلا بچه رو میبردی پیش باباش یکم سرو،صدا راهمینداختی که زخم شد وفلان قضیه رو نباید کوچیک میکردی 😞

اگه کسی بزنتش جارمیزنن که فلانی زدش یا همچین حرفی زد بهش .


میخای تا آخر بچت ازش کتک بخوره؟

یه جایی باید جلوشو بگیری . از ترس اینکه پشت سرت حرف بزنن یاباهات دعوا کنن نباید بچتو رها کنی اون طف معصوما غیر از ما کیو دارن؟

میخای تا آخر بچت ازش کتک بخوره؟ یه جایی باید جلوشو بگیری . از ترس اینکه پشت سرت حرف بزنن یاباهات دع ...

میگم که دیگه نمیزارم طرفش بیاد بغل میکنم میرم اتاق درم میبندم

فقط مردان بی غیرت وبی شرف بی ناموس توی نی نی سایت به زنان متاهل درخواست دوستی میدهند .

خواهرشوهرای من دقیقا اینجوری ان.تو رو خدا راهکار دارید بگید من چکار کنم.ینی یه دکوری سالم تو خونم ندارم همه این آشغالا شکستن پدر مادراشونم هیچی به بچه های تخس و بی تربیتشون نمیگن.یبار به یکیشون گفتم نکن خواهرشوهرم جوری پاچمو گرفت که نگو

اگر مقدوره برای آرامش روح برادر جوون‌مرگم صلوات بفرستید.    با زور و دعوا و تهدید ازدواج کردم. از اون روز دیگه رنگ خوشی ندیدم. تمام آرزوهایی که داشتم و در مسیرشون بودم دود هوا شد. شوهرم و خانواده‌ش نمی‌تونستن تحمل کنن موقعیت منو. نمیتونستن خودشون رو بالا بکشن، منو محکم کوبیدن زمین. از اون روز نماز و چادرمو گذاشتم کنار. دیگه هیچ امیدی ندارم. هرشب وقت خواب یه دور سناریو می‌چینم که خودم و بچه‌هام قرص بخوریم و بخوابیم و صبح بیدار نشیم. دلم شکسته. ده سال از جوونیم تباه شد. میشه یه روز از دست این مرد خلاص بشم؟ یا قراره این آرزو رو هم به گور ببرم؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   aradyouarezoo  |  38 دقیقه پیش
توسط   شیرین_1313  |  55 دقیقه پیش