تو روستا زندگی میکنیم یه شهر نزدیک روستامون هست 1 ساعت راهه تا روستا دیروز عصر وقت دکتر داشتم باردارم هستم از ساعتای 3 که رفتیم تا 8 شب شهر بودیم طول کشید شوهرم رفت نون سنگک گرفت آورد تو ماشین من خیلی گشنم بود از کنار نونا هعی میخوردم بعد گفت میخوای ماست بگیرم با نونا گرمه بخوریم منم گفتم بگیر رفت گرفت آورد خوردیم بعدش با خودم فک کردم بنظرتون ارزش خودم رو خیلی پایین نیاوردم به نون و ماست قانع شدم خودش هر وقت میره شهر که کار داره غیره ممکنه صبحانه نره کباب یا جیگر نخوره
نه زن وشوهرکه این حرفاروندارن ولی چون بارداری یه غذای بهترمیگرفت بهتربود
ممنون میشم اگه بیشترازدوبارمنوریپلای نکنین چه براسوال پرسیدن چه دعواچه نصیحت چه خوش وبش حال ندارم جواب بدم سعی میکنم توهمون دوتاریپلای کامل جوابتونوبدم که هیچ شک وتردیدی باقی نمونه ونیازبه ریپلای سوم نباشه