2777
2789
عنوان

شوهر😕

97 بازدید | 5 پست

تو روستا زندگی می‌کنیم یه شهر نزدیک روستامون هست 1 ساعت راهه تا روستا دیروز عصر وقت دکتر داشتم باردارم هستم از ساعتای 3 که رفتیم تا 8 شب شهر بودیم طول کشید شوهرم رفت نون سنگک گرفت آورد تو ماشین من خیلی گشنم بود از کنار نونا هعی میخوردم بعد گفت میخوای ماست بگیرم با نونا گرمه بخوریم منم گفتم بگیر رفت گرفت آورد خوردیم بعدش با خودم فک کردم بنظرتون ارزش خودم رو خیلی پایین نیاوردم به نون و ماست قانع شدم خودش هر وقت میره شهر که کار داره غیره ممکنه صبحانه نره کباب یا جیگر نخوره

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

نه زن وشوهرکه این حرفاروندارن ولی چون بارداری یه غذای بهترمیگرفت بهتربود

مردی که ازت خوشش بیادمیادخواستگاریت به نگاه ورفتاراش دل نبندنگوخجالتیه نگوشرایط نداره یادت نره مردی که بخوادت راه محضررونشونت میده نه بدبختیاشومردی که بخوادت میادخواستگاری تامام🤪

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108