2777
2789
عنوان

بفرمایید مشاعره💕➕دوستان اهل شعر🌱

| مشاهده متن کامل بحث + 2205 بازدید | 398 پست
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم

ملکا ذکر تو گویم ک تو پاکی و خدایی نروم جز ب همان ره ک توام راهنمایی

فقط 12 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
در دیاری که کسی نیست یار کسییا رب نیفتد به کسی کار کسی

یا رب مکن از لطف پریشان مارا 

هرچند که هست جرم و عصیان مارا 

 آدما حتی اگه بخوان هم نمیتونن نسبت به هم بی تفاوت باشن/ صبر میکنم تا صبرم تمام شود، صبر میکنم تا خدای مهربان به من اجازه‌ی انجام کارم را بدهد، صبر میکنم تا از صبرم کوه ها آب شوند، صبر میکنم تا صبر بداند من بر چیزی تلخ تر از صبر، صبر کرده ام

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

ما ز یاران چشم یاری داشتیم  خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

مخواه از من بگویم واژه‌ها در واژه دردم را 

که هر اندازه دردم پیش چشمان تو ناچیز است


غزلبانو#  

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیفتا به حدی است که آهسته دعا نتوان کرد

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند 

و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

 آدما حتی اگه بخوان هم نمیتونن نسبت به هم بی تفاوت باشن/ صبر میکنم تا صبرم تمام شود، صبر میکنم تا خدای مهربان به من اجازه‌ی انجام کارم را بدهد، صبر میکنم تا از صبرم کوه ها آب شوند، صبر میکنم تا صبر بداند من بر چیزی تلخ تر از صبر، صبر کرده ام

مخواه از من بگویم واژه‌ها در واژه دردم را که هر اندازه دردم پیش چشمان تو ناچیز استغزلبانو#

تو کافر دل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم
که محرابم بگرداند خم آن دل‌ستان ابرو

یا رب مکن از لطف پریشان مارا هرچند که هست جرم و عصیان مارا

اگر در دیده ی مجنون نشینی

به غیر از خوبی لیلی نبینی

میرن کاربری هام...از اونا فقط، تاپیک هاشون به جا میمونه🤢😅امسال سال خوبی میشه برام من مطمنم به هردو آرزوم میرسم🤲

تو کافر دل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم که محرابم بگرداند خم آن دل‌ستان ابرو


وقتی
 نباشی من هراسانم 

از لحظه لحظه زندگی کردن 

ای کاش می فهمیدی و یک بار 

چون عشق جاری می شدی در من


غزلبانو#  

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
وقتی نباشی من هراسانم از لحظه لحظه زندگی کردن ای کاش می فهمیدی و یک بار چون عشق جاری می شدی در منغزل ...

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

دوش مرا حال خوشی دست دادسینه مارا عطشی دست داد نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت

طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری 

غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم 

 آدما حتی اگه بخوان هم نمیتونن نسبت به هم بی تفاوت باشن/ صبر میکنم تا صبرم تمام شود، صبر میکنم تا خدای مهربان به من اجازه‌ی انجام کارم را بدهد، صبر میکنم تا از صبرم کوه ها آب شوند، صبر میکنم تا صبر بداند من بر چیزی تلخ تر از صبر، صبر کرده ام

وقتی نباشی من هراسانم از لحظه لحظه زندگی کردن ای کاش می فهمیدی و یک بار چون عشق جاری می شدی در منغزل ...

نه که قصاب به خنجر چون سر میش ببرد 

نهلد کشته‌ی خود را کشد آنگاه کشاند

 آدما حتی اگه بخوان هم نمیتونن نسبت به هم بی تفاوت باشن/ صبر میکنم تا صبرم تمام شود، صبر میکنم تا خدای مهربان به من اجازه‌ی انجام کارم را بدهد، صبر میکنم تا از صبرم کوه ها آب شوند، صبر میکنم تا صبر بداند من بر چیزی تلخ تر از صبر، صبر کرده ام

او اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذر ها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند…❤️

دوست از برمن رفت و دگربار نیامد 

ز رهی رفت که دگر بار بدو راه نیابم...

تو کریم تراز آنی که از نظر دور داری پرورده ی خودرا  یا   دورکنی به سوی خودکشیده ی خودرا  یا  آواره کنی ماوی داده خودرا  یا  به بلا سپاری کسی را که سرپرستی کردی تو و مهرورزیدی (دعای کمیل)
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

یک عمر دویدیم به امیّد رسیدن
پاهای پر از آبله و خار و دگر هیچ


غزلبانو#  

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
2790
2778
2791
2779
2792