بچه من سه ساله اومدم خونه خودم با خونواده شوهرم توی یه ساختمون زندگی میکنم زندگی خیلی سختی دوسال اول داشتم به حدی مادرشوهرم منو اذیت کرد و عذابم داد که حد نداشت همش شوهرم و پُر میکرد نمیذاشت برام لباس بخره نمیذاشت خونه باهام غذا بخوره و.... خداروشکر یه سالیه شوهرم خیلی بهتر شده و هوامو داره الان مدتیه پدرشوهرم مریضه که دکترا جوابش کردن و فک نکنم اونقدری دیگه زنده باشه همش استرس دارم که نکنه دوباره مادرشوهرم اون بلاهارو سرم بیاره و دخالتاش شروع بشه الان چون سرش گرمه شوهرشه