تو تاپیکای قبلیم هست که عید با خونواده ی من رفتیم مسافرت و شوهرم از اول تا اخر یک کلام با کسی حرف نزد و اخم و تخم کرد زهره مار همه شد با هر زبونی ام بهش گفتم بس کن کوتاه نیومد….از اونجایی ک پدرشوهرم همیشه ازم گله میکنه میگه چرا اینجور وقتا ب من چیزی نمیگی تا حلش کنم منم یه غلطی کردم محترمانه بهش پیام دادم ک اگه میشه باهاش صحبت کنین ک اینجوری نکنه به خاطر این رفتاراش میخوان یه سره تا خونه رانندگی کنن برگردیم
اونموقه درجوابم گف من چی بگم اخه خودت جمعش کن نباید چنین سفرهایی باهم برید😐منم بهم برخورد و چیزی نگفتم و تو دلم گفتم پس چی میگفتی این همه سال ک مشکلاتتو ب من بگو حلش کنم!!
تا اینکه امروز شوهرم رفت خونشون بعد ک برگشت دیدم حوصله نداره هی ازش پرسیدم چیشده اخر گف دو دیقه رفتم خونوادمو ببینم بابام فقط تف کرد تو صورتم ک چرا اینجوری کردی؟! منبعد بهتون نشون میدم ک اخلاق بد چیه تا حسرت اون روزامو بخوری
من قبول دارم اشتباه کردم ک پیام دادم ولی چرا داره دست پیش میگیره؟انتظار داشت ازش تقدیر و تشکر کنم بابت رفتاراش؟
شما جای من بودین چیکار میکردین الان