ی آشنا داریم.بی دلیل از من متنفره
من ن پیشش میرم ن کاریش دارم.
دلم میخواد محو بشه از بس پسته
ی مدت دنبال شمارم میگشت بش ندادم.چون ی تیکه آشغاله.😑میره اکانتا رو چک میکنه البته رو خطم هیچ اکانتی ندارم.دنبال اینه بقیه رو بد کنه.
نمیدونم چ مرگشه با این چیکار کنم بنظرتون.
چن باری متوجه شدم مث دیوونه ها با تنفر نگام میکنه.
خوشم نمیاد ازش.
همش چشش دنبال اینو و اونه ک چی داره
خودش همه چی داره ولی مث گداها میگرده.
پشت سرمم حرفای الکی زیاد زده.حلالش نمیکنم.ن اینو ن اونی ک باور کنه.
میاد خونمون طرز نگاش بم یجوریه خیلی خیره میشه رو مخمه.آشنای نزدیکم هست.
نمیدونین اگه ی اتفاق بدی واسم بیفته چقد خوشحال میشه.
انگار آرزو مردنم داره.حتی ب چیزای کوچیکم حسودی میکنه
میاد خونمون ک ی حرفی ببره.شکر خدا تا الآنم حرفی نصیبش نشده😴 میره از خودش میسازه
بنظرتون چ مرگشه این.باش برخورد کردم درس بشو نیس.
کاش نباشه راحت بشم از دستش.
چن باری فالگوش وایمیستاد وقتی با تلفن حرف میزدم
یا شمارم میخاست لابد میخاد اکانتم چک کنه
نمیدونم چشه.یا دنبال اینه ک دوستام کین.
من هیچ وقت در موردش کنجکاو نشدم معلوم نیس مرگش چیه.
دوستای من درس و دانشگاه دارن مث این بیکار نیستن ول بچرخن ک بتونه ببینتشون.
راستش فقط ی وقتایی بیرون همو میبینیم.
شمارم ندادمش ب این اعتمادی نیس میترسم دس کسی بده ک دردسر درس کنه.ازش بعید نیس.