سلام خانومها من جاریمو خیلی دوس داشتم تو یه شهر بودیم من بخاطر کار شوهرم اومدم شهر دیگه.از وقتی اومدیم اینجا کلا جاریم عوض شده انقدر میخواستمش به عشق اون میدمدم نت که بهم پیم میده. وقتی اومدن شهرمون از خوشحالی نمیدونین چیا کردم.الان حس خیلی بدی دارم تو عذابم که چرا اینچوری شده سرد بی احساس.پشت سرم غیبت کردن و جاریمم اونجا بوده ازم دفاع نکرده.اینم بگم ها جاریم از اول خیلی بی ادب هست بی ادب اخلاقی نه ها بی ادب رفتاری.ولی من با این وجود دوسش داشتم 😔😔😔😔😔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بنظرم هر چی سر جای خودش با هیچ کس به غیر خانوادت صمیمی نشو همیشه برای هر کسی حد و مرز بذار و هر چیم از زندگی مردم کمتر بدونی بهتره و بیشتر حواست به زندگی خودته 😑
اره حسودیشم تازه ثابت شد بهم تو فامیل شوهرم یکی هست باهاش صمیمیم بهم میگف جاریت سیاست داره قد دنیا و تو یعنی من ساده ام.یعنی تمون سه سالی که با هم بودیم باهام رو راس نبود😭😭😭😭