تصمیم گرفتم سال جدید ازشون فاصله بگیرم
و رفت و آمدم و کمتر کنم
دیروز که شوهرم رفت شیفت دیگه نرفتم خونه شون ، و از طرفی دوست 15 ساله ام و که حق نداشتم خونه خودم دعوت کنم ، دعوت کردم
خلاصه دوستم اومد و شب هم موند و صبح زود رفت قبل اومدن شوهرم
منم خوابیدم بعدش یکم پیش پدرم زنک زد ناراحت و عصبانی که همیشه سر فلان ساعت زنگ میزدی (ده دقیقه دیرتر شده بود ) و امروز نزدی
ما بخاطر تو از دیشب تا حالا نخوابیدیم گفتیم نکنه سرت بلایی بیاره و ....
گفتم دوستم و میشناسید خانواده شو میشناسید بیشتر از 15 ساله چرا توهم توطئه میزنید ، عصبانی شدم و خدافظی کردم ...
نگید حق دارن چون خواهرم حق نداره بیاد خونمون
کلا میخوان کنترل کنن آدم و .