ز جمع آشنایان میگریزم،به کنجی میخزم آرام و خاموش،نگاهم غوطه ور در تیرگی هابه بیمار دل خود میدهم گوش،گریزانم از این مردم که با من بظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند...
ز جمع آشنایان میگریزم،به کنجی میخزم آرام و خاموش،نگاهم غوطه ور در تیرگی هابه بیمار دل خود میدهم گوش،گریزانم از این مردم که با من بظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ز جمع آشنایان میگریزم،به کنجی میخزم آرام و خاموش،نگاهم غوطه ور در تیرگی هابه بیمار دل خود میدهم گوش،گریزانم از این مردم که با من بظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند...
بلاگر که نیست ولی تازگی داره میشه میگفت با هزینه من ماهیی ۳۰ تومن فقط ژل میزد دو بار دماغ عمل کرد
ز جمع آشنایان میگریزم،به کنجی میخزم آرام و خاموش،نگاهم غوطه ور در تیرگی هابه بیمار دل خود میدهم گوش،گریزانم از این مردم که با من بظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند...
ز جمع آشنایان میگریزم،به کنجی میخزم آرام و خاموش،نگاهم غوطه ور در تیرگی هابه بیمار دل خود میدهم گوش،گریزانم از این مردم که با من بظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند...
ز جمع آشنایان میگریزم،به کنجی میخزم آرام و خاموش،نگاهم غوطه ور در تیرگی هابه بیمار دل خود میدهم گوش،گریزانم از این مردم که با من بظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند...
من عکس و فرستادم نوشت که به زودی منتشر میشود چرا سایت اینجوری شده قبلاً اینجوری نبود سریع آپلود میشد خیلی وقته عکس آپلود نکردم نمیدونستم
ز جمع آشنایان میگریزم،به کنجی میخزم آرام و خاموش،نگاهم غوطه ور در تیرگی هابه بیمار دل خود میدهم گوش،گریزانم از این مردم که با من بظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت ،به دامانم دوصد پیرایه بستند...