انگار شیشه زده من عاشق اون همای قبلی بودم این کلا یکی دیگس
من ی زنم ب ظاهر آروم و شاد اما از داخل تومچهارشنبه سوریه میخندم باهات ولی ی این خنده ی ماسکه ک گریه هامو نبینی درکل باهام حرف بزنی میخندونمت بخندونیم❤ اقا درخواست نده لطفا حالم بد میشه دوباره🙏
خیلی بد بودن کارگردان میدونسته هیچی نیستن دیالوگ نمیدادن بهشون
من ی زنم ب ظاهر آروم و شاد اما از داخل تومچهارشنبه سوریه میخندم باهات ولی ی این خنده ی ماسکه ک گریه هامو نبینی درکل باهام حرف بزنی میخندونمت بخندونیم❤ اقا درخواست نده لطفا حالم بد میشه دوباره🙏
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ای کاش چوب شور بودنرنگ پریده و ماست... نهایت دو تا دیالوگ با صدایی که از ته چاه در میومد میگفتن
اره بعد ی چیزی چرا داداش کوچیکه بهتاش عین غول شده
من ی زنم ب ظاهر آروم و شاد اما از داخل تومچهارشنبه سوریه میخندم باهات ولی ی این خنده ی ماسکه ک گریه هامو نبینی درکل باهام حرف بزنی میخندونمت بخندونیم❤ اقا درخواست نده لطفا حالم بد میشه دوباره🙏
نه ۱۹نیس فهمیه دیشب گفت پسر من زیر سن قانونیه ینی۱۷خخخ
من ی زنم ب ظاهر آروم و شاد اما از داخل تومچهارشنبه سوریه میخندم باهات ولی ی این خنده ی ماسکه ک گریه هامو نبینی درکل باهام حرف بزنی میخندونمت بخندونیم❤ اقا درخواست نده لطفا حالم بد میشه دوباره🙏
نه ۱۹نیس فهمیه دیشب گفت پسر من زیر سن قانونیه ینی۱۷خخخ
بعد خود بهروز گفت که محض اطلاع من هجده رو هم رد کردم و بعد فهمیه چشم غرهٔ مادرانه رفت که یعنی دهنت رو ببند و اون زن داداش فهیمه و نقی هم برداشت متلک بار کرد😂
بعد خود بهروز گفت که محض اطلاع من هجده رو هم رد کردم و بعد فهمیه چشم غرهٔ مادرانه رفت که یعنی دهنت ر ...
عه پس من متوجه نشدم خخخخخ
من ی زنم ب ظاهر آروم و شاد اما از داخل تومچهارشنبه سوریه میخندم باهات ولی ی این خنده ی ماسکه ک گریه هامو نبینی درکل باهام حرف بزنی میخندونمت بخندونیم❤ اقا درخواست نده لطفا حالم بد میشه دوباره🙏