یک ساله ک نامزدم برا عید عقدمه ولی پدرم و پدرشوهرم نمیزارن جشن بگیرم نامزدمم خیلی ناراحته میگه من کل خرج میخام بدم ب بقیه ربطی نداره عروسیم ک صد در صد نمیگیریم چون نامزدم گفت ی جشن عقد مفصل برام میگیره ک اگه عروسی نگرفت حسرت نخورم ولی نمیزارن بمیرم برا نامزدم هرچی میگه میخام جشن بگیرم کسی نمیزاره
تازه الانم میگن کل جهیزیه نامزدم بخره خانوادم هیچی نخرن خانواده اونم کمک نامزدمم نکنن عب نداره میگذر ...
ببین عیب نداره بعد از اینکه رفتید خونه خودتون یکم پول جمع کنید یک جشن کوچولو بگیرید کسایی که دوسشون دارید دعوت کنید یه لباس خوشگلم بپوش
خواهشا خانوادت رو دعوت نکن
خیلی به جون پدرت عصبانی ام واقعا
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
برا خواهرمم با هزارتا دعوا جشن عقد و عروسی گرفت مامانمم میگه ولش کن هرچی بگی حرف خودشه اعصاب خودتو خ ...
بابات بخاطر خرج کردن اینجوری میکنه ؟چشه؟ 😤
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت
چرا؟ نمیخواد صد نفر دعوت کنید که در حد یه 15 .20 نفر
من کسایی میشناسم اوایل نتونستن بعدا گاهی یک سال بعد از اینکه رفتن خونه خودشون یک مراسم کوچولو گرفتن در حد اطرافیان دعوت کردن
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت
میگه اگه اینکارارو نکنین صاحب خونه زندگی میشین هرچی میگم بد هم میشه خونه درست کرد ولی عروسی چی داد و ...
بگو بتوچه مگه تو قراره خرج بدی مگه پول یه مراسم کوچیک چقدر میشه که بشه باهاش خونه خرید چه حرفای مسخره ای میزنه بابات انگار از اوضاع و احوال جامعه بی خبره
کاش مثل خواهرت کوتاه نیایی
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت
خانواده خودم چی ک مخالفن پدر شوهرمم ک اومده بابامو پر کرده ک نزاریم عقد بگیرن هیشکی دیگه نمونده ک بخ ...
شوهرت هم باید این وسط یکم بیشتر جدی باشه
نمیفهمشون
دوست آشنا بالاخره یه چند نفری پیدا میشن نگران نباش
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت
روزی صد بار میزنه تو سر خواهرم ک اگه عروسی و عقد نمیگیرفتی الان خونه داشتی
:/
حال پدرت فکر کنم واقعا خوب نیست
خدا صبر بده میفهمم زندگی کردن با اینجور آدما چه زجری داره واسه آدم مخصوصا روانی که کلا آدمو دیونه میکنه
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت
شوهرم هرچی میگه میگن تو نادونی ک این چیزارو میگی بقیه هم دخالتی نمیکنن میگن اگه بد شد از چشا ما میبی ...
الان فقط پدر تو و پدر همسرت مخالفن دیگه کس دیگه ای نیست؟
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت